الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
47
تفسير تطبيقى (فارسى)
مشهور اهل سنت از قدما و متأخران نيز مىگويند : آنان كه به استناد روايات نهى از تفسير به رأى از مطلق تفسير احتراز مىكنند ، به خطا رفتهاند و نتوانستهاند مراد واقعى اين روايات را درك كنند « 1 » چون : اوّلا : اين نوع برداشت از روايات مخالف با تمام ادله قرآنى و روايى ( كه پيش از اين گذشت ) مبنى بر جواز تفسير قرآن مىباشد ، اين پاسخ اكثر اهل سنت به اين افراد است . « 2 » ثانيا : اگر در تفسير تنها به روايات پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اكتفا شود ، موجب تعطيل احكام خواهد شد چون پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مقدارى اندك از قرآن را تفسير كردهاند « 3 » و اگر تفسير به كلى روا نبود پيامبر خدا بايد تمام قرآن را تفسير مىفرمود ، به همين دليل حضرت بسيارى از قرآن را تفسير نكرد تا ارباب اجتهاد در قرآن بينديشند تا مراد خدا را دريابند . « 4 » ثالثا : اين نوع تلقى از روايات مخالف با سنت صحابه است آنان قرآن را به اندازه دركشان تفسير مىكردند اختلاف نظر در اقوال صحابه نيز دليل بر اين است كه همه اقوال آنان در تفسير از پيامبر خدا نيست و اجتهاد خودشان است « 5 » افزون بر آن برخى از خود صحابه مانند عمر تفسير بسيارى از آيات را از اهل علم مىپرسيد بدون آنكه بر ايشان شرط كند آنچه مىگويند تنها روايت پيامبر خدا باشد . « 6 » رابعا : تمام احتياط و تحرّجى كه گذشتگان درباره تفسير قرآن داشتهاند در
--> بنابراين مخاطب روايات نهى از تفسير به رأى كسانى خواهند بود كه مستقل از اوصياى از عترت به تفسير قرآن مىپردازند و فهم قرآن در تمام مراتب آن را براى خود ممكن مىدانند . ( 1 ) . ر . ك : ابن عاشور ، التحرير و التنوير ، ج 1 ، ص 30 ، و نيز ر . ك : عبد السلام ، مقدمة المحرر الوجيز ، ج 1 ، ص 14 . ( 2 ) . ر . ك : جامع البيان ، ج 1 ، ص 63 ؛ النكت و العيون ، ج 1 ، ص 33 ؛ تفسير القرآن العظيم ، ج 1 ، 6 ؛ معالم التنزيل ، ج 1 ، ص 36 ؛ روح المعانى ، ج 1 ، ص 6 و . . . . ( 3 ) . جامع البيان ، ج 1 ، ص 62 ؛ روح المعانى ، ج 1 ، ص 7 ( 4 ) . قاسمى ، محاسن التأويل ، ج 1 ، ص 165 ( 5 ) . بغدادى ، لباب التأويل ( تفسير خازن ) ، ج 1 . ص 5 ؛ محمد قرطبى ، الجامع لاحكام القرآن ، ج 1 ، ص 33 ( 6 ) . ابن عاشور ، التحرير و التنوير ، ج 1 ، ص 34