الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
45
تفسير تطبيقى (فارسى)
نباشد و به طور تعبدى گفته شود هر نوع تفسيرى از غير معصومان عليهم السّلام يا صحابه تفسير به رأى و ممنوع است ، بلكه اين نهى ارشادى است كه اگر اين روايات هم نبود عقل آدمى به طور مستقل بر حرمت تفسير به رأى حكم مىكرد و انسان را بر حذر مىداشت چون هر نوع برخوردى ناآگاهانه يا مغرضانه با اين كتاب آسمانى قبيح است ، هر چند هم به طور ناخودآگاه به نتيجه درست رسد ( چون از راهش نيامده سرزنش پابرجاست ) روشن است با اين معيار ، حكم عقل در مورد روايات معصومان عليهم السّلام هم به همينگونه است يعنى حكم به قبح تفسير به رأى از روايات و در نتيجه نهى از آن . محققان از شيعه در پاسخ به برداشت اخباريون از روايات نهى از تفسير به رأى مىگويند : اگر مفاد اين روايات نهى مطلق از تفسير باشد روايات نهى از تفسير به رأى بايد آيات و اخبار متعددى كه تمسك به ظواهر قرآن را روا و حتى تشويق مىكنند به طور كلى كنار نهاد و يا توجيه كرد . افزون بر آن چون اين روايات ( نهى از تفسير به رأى ) با اين معنا با سيره عقلا ( يعنى همان قريحه عرفى در برخورد با ظواهر الفاظ ) و سيره متشرعه از اصحاب ائمّه عليهم السّلام در عمل به ظواهر ، از جمله قرآن ، مخالفت دارند ناگزير بايد پذيرفت قرآن راهى ويژه پيموده و مقاصدش را از راه و روش محاورات عرفى و عقلايى نرسانده است روشن است كه پذيرش اين دو مطلب بسيار دشوار است ، چون نمىتوان آن همه آيات و اخبار را در تمسك به ظواهر قرآن كنار گذاشت و يا توجيه كرد و يا پذيرفت كه زبان قرآن زبان مخصوص به خود اوست ( يعنى عدم حجّيّت ظواهر قرآن كه به دليل سيره عقلاست ) در اين صورت بايد چنين زبان مخصوصى به لحاظ ابتلاى گسترده به آن ، به صورت متواتر به ما مىرسيد آن هم از اصحاب خاص معصومان عليهم السّلام كه به فقه و فهم شهرت دارند تا بتواند در درجه استحكام با سيره عقلا و متشرعه ( در عمل به ظواهر ) مخالفت كند . روايات نهى از تفسير به رأى نيز نمىتواند چنين دليلى باشد چون از نظر عرف ، حمل ظواهر الفاظ بر