الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
421
تفسير تطبيقى (فارسى)
جملگى موحد بودهاند ، دليلى ديگر از ناحيه شيعه است . « 1 » 7 . در عهدين و تمام منابع تاريخى پدر ابراهيم « آزر » ناميده نشده است . بلكه وى را « تارخ » مىنامند . « 2 » البته نبايد گمان كنيم كه پدر ابراهيم دو اسم داشته است و يا اسم وى « تارخ » و لقبش « آزر » بوده چون در هيچكدام از منابع تاريخى شاهدى بر اين احتمال نيست . مفسران شيعه بر اساس اين ادله به ويژه ادلّه قرآن رواياتى كه مخالف با اين نظريه است را به دليل مخالفت با قرآن طرح مىكنند . برخى از اهل سنت بر اين باورند كه اسم والد ابراهيم به طور قطع آزر است و مىگويند : قرآن بر اين مطلب صراحت دارد ؛ چون : اوّلا : لفظ « اب » صريح و نص در معناى پدر بلا واسطه است . « 3 » ثانيا : ظاهر قرآن نشان مىدهد والد ابراهيم آزر است و دليلى روشن براى انصراف از اين دليل در دست نيست . « 4 » ثالثا : رواياتى از ابو هريره از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه مىگويد : « يلقى ابراهيم أباه آزر يوم القيامة على وجه آزر فترة و غبرة فيقول له ابراهيم أ لم أقل لك لا تعصيني . . . » با اين روايات ، كه نص در مراد است جايى براى تلاعب نيست . « 5 » كه گفته شود آزر پدر ابراهيم نبوده است . ( البته روشن است كه هرگز از اين روايت نمىتوان ادعاى اينان را اثبات كرد و گفت : آزار پدر واقعى ابراهيم است چون در اين روايت هم لفظ « اب » به كار رفته است ) . رابعا : اگر آزر پدر حضرت ابراهيم نمىبود ، يهود و نصارا و مشركان كه به شدت
--> ( 1 ) . ر . ك : التبيان ، ج 4 ، ص 175 . ( 2 ) . ر . ك : مجمع البيان ، ج 2 ، ص 322 . ( 3 ) . ر . ك : ماوردى ، النكت و العيون ، ج 2 ، ص 134 ( ذيل آيه 74 سوره انعام ) ؛ قاسمى ، محاسن التأويل ، ج 4 ، ص 399 . ( 4 ) . ر . ك : مفاتيح الغيب ، ج 7 ، ص 40 . ( 5 ) . ر . ك : ماوردى ، النكت و العيون ، ج 2 ، ص 134 .