الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
358
تفسير تطبيقى (فارسى)
مشخص گردد تا چه اندازه امكان دارد عمل مشركان را با مسلمانان در اين امور تطبيق داد هرگاه آياتى كه درباره مشركان سخن مىگويد يا مشركان را مورد خطاب قرار مىدهد با باورها و اعمال مسلمين مقايسه كنيم هرگز آنها را با يكديگر قابل مقايسه و تطبيق نمىبينيم از جمله : اوّلا : خدايى كه مشرك به زعم خود مىپرستيد يا مىخواست با پرستش بتها به او تقرّب جويد اساسا وجود حقيقى و خارجى ندارد چون خداى مشرك ، خدايى است كه معاد ندارد ، براى بشر رسول از جنس خودشان نمىفرستد ، بشر را مكلّف به تكاليف نمىكند ، او را هدايت نمىنمايد ؛ ازاينرو مشركان به معاد واقعى اعتقاد نداشتند به انبيا كفر مىورزيدند ، انزال كتب را انكار مىكردند ؛ مقيّد به هيچ تكليفى از ناحيه خدا براى خود نبودند و . . . خداوند از پندارهاى باطل آنان در آيات متعدّد پرده برداشته است از جمله قوله عزّ اسمه : فَقالُوا أَ بَشَرٌ يَهْدُونَنا فَكَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا وَ اسْتَغْنَى اللَّهُ . . . « 1 » و نيز قوله تعالى : وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ « 2 » و آيه شريفه : وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ « 3 » ازاينرو خداى مشرك در رديف ساير خدايان و قوله تعالى : وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ * أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ « 4 » چنين خدايى كه مشركان باور داشتند ، خداى موهومى است كه وجود خارجى ندارد تنها يك وجود مصنوع و پندارى در ذهن مشركان است . بنابراين قول آنان درباره پرستش بتها كه مىگفتند : . . . ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى . . . « 5 » چيزى جز يك بهانه نبود آنان به اللّه واقعى ايمان نداشتند تا به او تقرّب جويند . شايد از همين روست كه خداوند آنان را دروغگو و كفّار مىداند و در ادامه مىفرمايد : . . . إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ « 6 » چون مشرك به خداى موهوم تقرب مىجويد نه به خداى حقيقى كه احد واحد است ، مدبّر ، مالك و ملك هستى
--> ( 1 ) . تغابن ، 6 ( 2 ) . مؤمنون ، 34 ( 3 ) . سبأ ، 7 ( 4 ) . ص ، 4 ، 5 ( 5 ) . زمر ، 3 ( 6 ) . زمر ، 3