الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

35

تفسير تطبيقى (فارسى)

خود را به زحمت اندازد يعنى مسح بر انگشتان زخمى واجب نيست در اين صورت دو گونه مىتوان مطلب را توجيه كرد : يكى آنكه مسح به كلى ساقط شود و دوم آنكه مسح باقى باشد لكن بر روى خود انگشت زخمى صورت نپذيرد ( بلكه بر روى پارچه مسح نمايد ) يعنى همان‌كه امام حكم فرمود بنابراين هر چند در نخستين نگاه حكم امام را نمىتوان فهميد ، لكن اگر دقت شود چنين دريافت مىگردد آنچه كه موجب حرج است مسح بر روى خود انگشت است نه اصل مسح ، و قرآن كه مىفرمايد ، حرج واجب نيست تنها در همين بخش است نه اصل مسح كه بر روى پارچه زحمتى ندارد . « 1 » بنابراين ، پيشوايان برخى از احكام را به قرآن ارجاع مىدادند آن هم احكامى كه روشن و بديهى نيست و نيازمند به بررسى و دقت دارد تا حكم واقعى استنباط شود . د ) روايات جاودانگى قرآن در اين روايات از حيات قرآن و جريان جاودانه آن سخن به ميان آمده است مانند حديثى از ابو جعفر عليه السّلام كه چنين نقل شده : إن القرآن حي لا يموت و الآية حية لا تموت فلو كانت الآية إذا نزلت في الأقوام ماتوا [ ماتت الآية ] فمات القرآن و لكن هي جارية في الباقين كما جرت في الماضين ؛ قرآن زنده است و مرگ ندارد و آيه زنده است و نمىميرد ، اگر آيه‌اى تنها درباره گروهى نازل شده بود با مرگ آنان قرآن ( و يا آيه ) هم مىمرد ، لكن آيه درباره آيندگان به همان صورت است كه درباره گذشتگان بوده است . « 2 » علىّ بن موسى الرضا عليه السّلام از پدرشان نقل مىكنند كه شخصى از امام صادق عليه السّلام پرسيد : چرا قرآن هر چه نشر مىيابد و مطالعه مىشود طراوتش فزونى مىيابد ، حضرت مىفرمايد : لأنّ اللّه تبارك و تعالى لم يجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو في كل زمان جديد و عند كل قوم غضّ إلى يوم القيامة ؛ چون خداوند تبارك و تعالى قرآن را تنها براى زمانى و نسلى خاص قرار نداده قرآن براى هر زمانى نو و براى هر قومى تا

--> ( 1 ) . الرسائل الجديدة ، ص 47 ( 2 ) . تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 203 ، ح 6