الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
28
تفسير تطبيقى (فارسى)
در حد معانى لغوى و بسيط مىباشد و براى هر آشنا به زبان عربى ( كموبيش ) قابل فهم است ولى در بين اين دو سطح ، سطوح ديگرى است كه براى فهم و تفسيرشان نيازمند به مقدّمات لازم و تأمّل عقلى است كه نياز به مطالعه در آيات ديگر و نيز شأن نزولها و درك روح كلّى تعاليم قرآن ، ارجاع متشابهات به محكمات و شناخت ناسخها و منسوخها و . . . دارد و نيز بررسى در روايات تفسيرى مستند است اين روايات به عنوان قرينهاى منفصل ( ناپيوسته ) به كار مىآيد ، اما اگر روايتى نبود ( يا مستند نبود ) فهم ما از آيات ( با توجه به مقدمات لازم ) حجّت است و مىتوان به آن استناد كرد ، به عبارت ديگر مفسران و اصوليون مىگويند : ظواهر قرآن حجت است و به گونهاى نيست كه اين ظهور هميشه مستند به روايات باشد كه با نداشتن روايت از حجّيّت ساقط شود و ناگزير در آن توقف گردد . « 1 » ادلّه امكان فهم و جواز تفسير قرآن قرآن چه روشى در رساندن پيامهايش برگزيده است ؟ آيا شيوه قرآن در رساندن پيامهايش به مردم ، همان شيوه عقلا در محاورهها و تخاطبها است كه به ظواهر كلام براى پى بردن به مراد متكلم استناد مىكنند و آن را حجت مىدانند ؟ يا آنكه قرآن در
--> ( 1 ) . ر . ك : شيخ مرتضى انصارى ، فرائد الاصول ( الرسائل ) ، ص 39 . ممكن است گفته شود اين بحث چندان هم سودمند نيست ، چون هيچ آيهاى درباره اصول يا فروع نيست جز آنكه روايتى يا رواياتى درباره آن هست و يا اجماعى در كار است ، شيخ بزرگوار انصارى رحمه اللّه در پاسخ مىگويند : « كسى كه چنين ادعايى مىكند شايد به آيات عبادى قرآن نظر دارد ، چون اغلب آنان همينگونه است ، اما اطلاقات وارده در معاملات كه به آنها تمسك مىشود اساسا روايتى ندارد و يا رواياتشان با يكديگر تعارض جدى دارند مانند اطلاق در آيه أَوْفُوا بِالْعُقُودِ و در آيه أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ و در آيه . . . فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ . . . غير اينها . . . بلكه در عبادات نيز اين اطلاقات زيادند ، مانند آيات : . . . إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ . . . و آيات تيمم و وضو و غسل هر چند در مورد اين آيات رواياتى رسيده اما در تمام فروعاتى كه بتوان به اطلاق آيه تمسك كرد ، روايتى كه سالم از معارضه باشد نداريم . . . » همان ، ص 39 . اين نكته هم يادآورى شود كه هر چند محور اختلاف اخباريون و اصوليون در استنباط احكام فقهى است اما احكام فقهى قرآن خصوصيتى ندارد .