الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
278
تفسير تطبيقى (فارسى)
توشه و مركب راه را براى هجرت پيامبر خريدارى نمود . د ) مشاركت فرزندان ابو بكر در امر هجرت : عبد الرحمن و اسما فرزندان ابو بكر هر دو در هجرت پيامبر سهيم بودند و آن حضرت را در اين كار يارى رساند ، غذا و مركب براى آن حضرت تهيه مىنمودند . چهار : دانشمندان شيعى بر هر دو حوزه استدلالى اهل سنت خدشه وارد كردهاند . پنج : نقد شيعه در حوزه تحليل درونى آيه عبارتند از : اوّلا : عبارت ثانى اثنين و إذ هما فى الغار تنها گزارشى از اجتماع مكانى ابو بكر با پيامبر است و مفاد آن هيچ امتيازى را براى ابو بكر ثابت نمىكند . ثانيا : عبارت « إذ يقول لصاحبه » نيز ابو بكر را ملازم و همراه پيامبر مىخواند و كلمه صاحب در قرآن كريم به معناى لغوى آن ( يعنى همراه ) آمده كه اين همراه هم مىتواند شخص مؤمن يا منافق يا كافر باشد چنانچه در قرآن كريم خطاب به مشركين مىفرمايد : وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ كه در آن مشركين صاحب و ملازم با پيامبر خوانده شدهاند . ثالثا : اگر اين عبارات دلالت بر فضيلتى داشته باشد فقط يك فضيلت اجتماعى است نه آنچه كه در فرهنگ قرآن فضيلت قلمداد شده كه عبارت از تقوا و عبوديت است . رابعا : عبارت « لا تحزن » هيچگونه فضيلتى براى ابو بكر ندارد ، چون امكان دارد حزن ابو بكر بر اثر ترس بر جان خودش بوده است . خامسا : جمله « إن اللّه معنا » به خاطر رفع نگرانى و يا توبيخ ابو بكر بيان شده و معيّت نيز معيّت عام است اگر هم معيّت خاص باشد ابو بكر به تبع پيامبر از اين معيّت بهرهمند شده ، و اين اختصاصى به ابو بكر ندارد تمام مسلمانان به خاطر وجود شريف پيامبر از عنايات خاص خداوند برخوردار مىشدند . سادسا : « فأنزل سكينته عليه » ضمير « عليه » بنا به سياق آيه و قول مشهور خود اهل سنت يقينا به پيامبر بازمىگردد . شش : نقد شيعه بر شواهد تاريخى و روايات اهل سنت عبارت است از : الف ) انتخاب ابو بكر براى همراهى : نظرات سيرهپردازان در اين باره متفاوت است . ب ) عدم هجرت ابو بكر پيش از پيامبر : برخى از اصحاب حتى بعد از هجرت پيامبر