الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
235
تفسير تطبيقى (فارسى)
در پارهاى از نصوص پس از اين تذكر اساسى درباره ثقلين ( كه بارها در سيره گفتارى پيامبر خدا تكرار شده بود ) بدون درنگ ولايت علىّ بن ابى طالب مطرح شده كه در آن مىفرمايد : إن اللّه مولاى و أنا ولىّ كل مؤمن ثم أخذ بيد على فقال : « من كنت وليه فهذا وليّه ( من كنت مولاه فهذا على مولاه ) . . . » خداوند مولاى من و من ولىّ هر مؤمنى مىباشم سپس دست على را گرفت و فرمود : « هركس من ولىّ اويم ( يا مولاى اويم ) پس اين ولىّ ( يا مولاى ) اوست » . « 1 » پيوند ولايت امام على با حديث ثقلين اين نكته را به خوبى روشن مىكند كه معناى ولايت امام على در حديث غدير ، سرپرستى و پيشوايى است چون تنها در صورتى كه مردم پيشوايى على عليه السّلام را گردن نهند و از وى فرمان برند به اين وسيله به يكى از ثقلين ، چنگ زدهاند . همان گونه كه با فرمان بردن از قرآن به ثقل ديگر چنگ مىزنند . ز ) ارتباط آيه تبليغ با آيات ولايت و اولى الامر پيش از اين احاديثى از فريقين نقل شد كه در متن آنها پيوند آيه تبليغ با آيه ولايت ( آيه 55 ، سوره مائده ) و آيه اولى الامر ( آيه 59 ، سوره نساء ) به چشم مىخورد در اين احاديث به اين مطلب تصريح داشت كه بايد ولايت امام على ( در آيه ولايت ) و وجوب اطاعت از ايشان ( در آيه اولى الامر ) از ناحيه پيامبر خدا ابلاغ مىشد و حضرت دلنگران تكذيبها و فتنهها بود تا آنكه خداوند در آيه تبليغ از يكسو تهديد و از سوى ديگر تضمين كرد تا آنكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در غدير خم آن را ابلاغ فرمود . پس آنچه در غدير ابلاغ شد تفسير و تبيين اولى الامر و ولايتى بود كه اطاعتشان ( در
--> و نيز ر . ك : محمد ترمذى ، الجامع الصحيح ( سنن الترمذى ) ، ج 5 ، ص 663 ، ح 3788 ؛ يحيى بن سعيد ، امالى خميسيّة ، ج 1 ، ص 149 و . . . ( 1 ) . همان منابع پيشين و نيز ر . ك : على هيثمى ، كشف الاستار ، ج 3 ، ص 189 ، ح 2537 ؛ على ابن المغازلى ، مناقب ، ص 17 ، 18 ، ص 23 ؛ ابن عقده با طرق متعدد اين حديث را نقل كرده است . ر . ك : احمد ابن عقده ، الولاية ، ص 232 ، ح 69 ؛ ص 242 ، ح 83 ؛ ص 244 - 246 ، ح 85 - 88 .