الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

190

تفسير تطبيقى (فارسى)

خدا با دشمن او جهاد كرده بدون آنكه ضعف و ناتوانى بر او راه يابد و يا آنكه عذر و بهانه آورد . « 1 » و درباره شجاعت رسول خدا و عدم ترس از مرگ مىفرمايد : چون [ در معركه جنگ ] كارزار دشوار مىشد ، ما خود را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نگاه مىداشتيم چنان كه هيچ‌يك از ما از وى به دشمن نزديك‌تر نبود . « 2 » بنابراين دليل دل‌نگرانى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بايد در جاى ديگر ( نه از ترس قتل ) جست‌وجو كرد و آن پيامدهاى وخيم تكذيب منافقان و عكس العمل منفى برخى از ياران حضرت در برابر اين پيام بوده كه منجر به حبط عمل آنان و شدت نفاق و كفر منافقان مىشد ، قرآن اين نكته را با صراحت چنين بيان كرده است : فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ؛ « 3 » « پس چنين نيست ، به پروردگار تو سوگند آنان ايمان ندارند جز آنكه تو را در اختلافشان داور قرار دهند و سپس از حكمى كه تو كرده‌اى در خود هيچ احساس دل‌تنگى نكنند و تسليم محض تو شوند » ، قرآن در اين آيه تسليم قلبى محض به پيامبر را ايمان مىشناسد ، اين تسليم ، اختصاصى به داورى حضرت ندارد و در همه موارد اين حكم جارى است . قرآن در آيه ديگرى نيز مىفرمايد : وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ . . . ؛ « 4 » « براى هيچ مرد و زن مؤمن در برابر امرى كه خدا و رسولش حكم كرده ، انتخابى نيست تا از ناحيه خود آن را برگزينند » . با اين حال بر فرض هم هراس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از كشته شدن باشد هرگز اين هراس به خاطر شخص خودشان نيست . بلكه به دليل پيامدهاى بسيار وخيم اين قتل بود كه از يك‌سو دامن‌گير امت در قتل پيامبر خود مىشد همان گونه كه درباره امتهاى پيشين رخ داد « 5 » و از سوى ديگر با تكذيب و قتل ، ادامه رسالت و حتى اصل رسالت ناكام

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خ 116 . و نيز ر . ك : خ 1 ، قسمت 37 . ( 2 ) . نهج البلاغة ، غريب كلامه ، رقم 9 و نيز ر . ك : خ 192 ، قسمت 26 . ( 3 ) . نساء ، 65 ( 4 ) . احزاب ، 36 ( 5 ) . آل عمران ، 181 ؛ نساء ، 155