الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

155

تفسير تطبيقى (فارسى)

خداوند مىفرمايد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ . . . « 1 » و عمر قول وى را تصديق كرد . « 2 » ثالثا : در مقام اثبات نيز تفسير صحابه با دشواريهاى روبروست از جمله چون يكى از منابع تفسيرى صحابه ، اهل كتابند به طور طبيعى اسرائيليات در تفسير آنها داخل خواهد شد ، به ويژه در شرايطى كه افرادى مانند « كعب الاحبار » مجال يافته‌اند تا اسرائيليات را در بين صحابه و ديگران نشر دهند « ابن كثير » مىنويسد : چون كعب الاحبار در زمان عمر مسلمان شد ، براى عمر از كتابهاى قديمىاش حديث مىخواند و چه بسا عمر به سخن او گوش مىسپرد و به مردم اجازه مىداد تا آنچه نزد اوست بشنوند و درست و نادرست را كه نزد او بوده نقل كنند ولى اين امت - خدا آگاه‌تر است - حتى به يك حرف كعب الاحبار نيازى ندارد . « 3 » اين در حالى است كه پيامبر خدا پيش از به خلافت رسيدن عمر ، وى را از تعلق خاطر به اهل كتاب برحذر داشته بودند . « 4 » « ذهبى » نيز ضمن بيان اسلام آوردن كعب الاحبار در زمان عمر و حضور او از يمن به مدينه مىنويسد : كعب الاحبار با اصحاب محمّد مىنشست و از كتابهاى اسرائيلى براى آنان سخن مىگفت و عجايبى را از حفظ داشت . « 5 » بنابراين مسئله اسرائيليات در تفسير كه از عصر صحابه شروع شد و پس از آن رواج يافت ، مشكلى جدى در تفسير مىباشد كافى است در اين زمينه به پژوهشهاى استاد معرفت بنگريد كه بيش از دويست صفحه از كتاب « التفسير و المفسرون » را به آن اختصاص داده‌اند . « 6 »

--> ( 1 ) . مائده ، 90 ( 2 ) . محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 60 ( 3 ) . تفسير القرآن العظيم ، ج 4 ، ص 17 ( 4 ) . ر . ك : ابن حنبل ، مسند ، ج 23 ، ص 349 ، ح 15156 . ( 5 ) . محمد ذهبى ، سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 489 ، 490 و ر . ك : اضواء على السنة المحمدية ، ص 152 - 176 . ( 6 ) . محمد هادى معرفت ، التفسير و المفسرون ، ج 2 ، ص 79 - 310 اهل سنّت در توجيه عملكرد رجوع برخى از صحابه به اهل كتاب در تفسير قرآن ، حديثى از