الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
141
تفسير تطبيقى (فارسى)
با روايتى كه در حيطه ادراك عقلى نمىگنجد ( نه آنكه استحاله آن با حكم عقلى روشن است ) ، آن را طرد و نفى كرد بلكه در اينجا رسالت عقلى فطرى تمييز حد وقوفهاست و چه بسا عقل كه خود به محدوديت خويش آگاه است حكم به « نمىدانم » به جاى ردّ و ابطال آنها مىكند ، بنابراين تنها داورى عقل سالم در اين موارد همين است كه مىگويد : « دليلى بر استحاله اين مطلب نمىشناسم » . « 1 »
--> ( 1 ) . ر . ك : الميزان ، ج 1 ، ص 12 ، ص 290 ، 293 ، ج 13 ، ص 352 علّامه در اين موارد ( و نيز موارد ديگر ) رواياتى را نقل مىكنند و مىنويسند : « لا دليل من جهة العقل على استحالته » .