الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
132
تفسير تطبيقى (فارسى)
عقل به معناى درك بديهيات يا معرفتهاى بديهى اين معنا براى عقل مورد پذيرش فريقين است و آن را به عنوان يكى از قرينههاى منفصل براى فهم آيات قرآن به كار مىبرند . چون در غير اين صورت نمىتوان آيه را معنا كرد . در قرآن كريم مجازهاى عقلى فراوان وجود دارد و در بيشتر اين موارد قرينه بر مجاز بود إسناد همان معرفتهاى بديهى است به طور نمونه قرآن مىفرمايد : أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ ؛ « 1 » « آنان گمراهى را در عوض هدايت خريدند پس تجارتشان سود نكرد و هدايت نيافتند » در اين كريمه با تكيه به اين معرفت بديهى كه سود و زيان متوجه اشخاص است و نه تجارت ، متوجه مىشويم كه مراد خدا در نسبت سود نبردن به تجارت مجازى است و نه مقصود سود نكردن منافقان در واگذاشتن هدايت و انتخاب ضلالت است يا در اين كريمه كه مىفرمايد : . . . فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً . . . ؛ « 2 » « پس گفتيم عصايت را به سنگ بزن از آن دوازده چشمه آب جوشيد » در اينجا نيز بايد جمله « فضرب بعصاه الحجر ، پس با عصايش بر سنگ زد » در تقدير گرفت زيرا بديهى است كه شكافته شدن دوازده چشمه از آن سنگ پس از زدن عصا به آن است و قرآن آن را نگفته و به بداهت عقلى واگذاشته است . يا در آيه شريفه : . . . إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً . . . « 3 » « من ديدم شراب مىفشرم » در اينجا نيز بديهى است كه منظور فشردن خمر نيست زيرا خمر قابل فشردن نيست بلكه مراد فشردن انگور براى بدست آوردن شراب است و . . . عقل به معناى قوّه تبيين و توضيح عقل در اين معنا به تبيين دقيق و كامل در خصوص مفاد برخى از آيات مىپردازد كار عقل در اينجا تنظيم مقدمات بر اساس أشكال ( قياسهاى ) منطقى يا طريق برهان خلف براى تبيين درست و كامل از آيات و يا تشخيص خطاهاى منطقى در چينش مقدمات
--> ( 1 ) . بقره ، 16 ( 2 ) . بقره ، 60 ( 3 ) . يوسف ، 36