الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

126

تفسير تطبيقى (فارسى)

6 . اهل بيت به دليل اشراف بر آيات قرآن ، آيات قرآن را به يكديگر ارجاع مىدادند با ساير آيات قرآن ، آيه مورد نظر خود را تفسير مىكردند . « 1 » حاصل آنكه شيعه بنا به اين مدارك و شواهد ، سنت اهل بيت را در تفسير ، همانند سنت پيامبر خدا مىداند هر چند اهل بيت هر چه دارند از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است در پايان اين قسمت به جاست سخن شهرستانى را يادآور شويم وى ابتدا از تفسير به رأى مذاهب گوناگون درباره تفسير آيات پرده برمىدارد و مىگويد : قدرى آيات قرآن [ كه توهم به جبر است ] را موافق با مذهب خود ، اشعرى نيز موافق با مذهب خود ، تفسير مىكنند ، مشبّه ظاهر را فروگذار كرده به تأويل آيات مىپردازد و . . . « 2 » سپس ريشه اين گرايشها و تحيّرها را چنين تبيين مىكند : و إنّما وقع لهم هذا التحيّر لأنّهم لم يأتوا العلم من بابه و لم يتعلّقوا بذيل اسبابه فانغلق عليهم الباب و تقطّعت بهم الاسباب و ذهبت بهم المذاهب حيارى الضالين . . . اين تحيّر و سرگردانى به خاطر آن است كه آنان از در علم وارد نشدند و به دامن اسباب دانش چنگ نزدند ازاين‌رو در ، بر آنان بسته شد و راه‌ها آنان را متفرق ساخت و مذاهب گوناگون آنان را به سرگردانى گمراهان برد . . . « 3 » آن‌گاه براى نجات از اين سرگردانى رواياتى متعدد از علم اختصاص امام على و اهل بيت عليهم السّلام نسبت به قرآن نقل مىكند كه از جمله آنها حديث امام على است كه مىفرمايد : « به خدا سوگند هيچ آيه‌اى نازل نشده جز آنكه مىدانم درباره چه كسى و در كجا نازل شده ، خداوند به من قلبى انديشمند و زبانى پرپرسش [ از

--> ظرفيتشان كاملا متفاوت بود ، از ظرفيت براى سيراب كردن يك نفر تا سيراب كردن همه اهل زمين . ر . ك : محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 36 ، ديدگاه ذهبى نيز در اين زمينه اين است : « صحابه در يك درجه علمى و مواهب عقلى نبوده‌اند بلكه تفاوت آنان در اين زمينه بسيار زياد است » همان ، ج 1 ، ص 35 . ( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 40 ، ص 180 و 222 ؛ تفسير العياشى ، ج 1 ، ص 230 ؛ محمد حسن حر عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 5 ، ص 538 . ( 2 ) . مفاتيح الاسرار ، ص 196 ( 3 ) . همان ، ص 197