مقاتل ابن عطية (مترجم: مؤسسه اسلامى ترجمه)
66
مؤتمر علماء بغداد (حقيقتى كه آن را همه مى پذيرند) (فارسى)
علوى فرمود : « عمر » خواست حد را بر « خالد » جارى سازد و لوازم كار را نيز فراهم كرد تا حدّ زنا بر او جارى ساخته و او را به سبب قتل مؤمنان بىگناه بكشد ولى اين كار را انجام نداد ؛ بدين سان « عمر » نيز همانند « ابوبكر » اشتباه كرد . شاه گفت : اى علوى ؛ تو در ابتداى سخنت گفتى « ابابكر » نسبت به فاطمهء زهراء عليها السلام دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفتار بدى داشت ؛ اين رفتار ناشايست چه بوده است ؟ علوى فرمود : پس از آنكه « ابابكر » . . . . از مردم براى خويش بيعت گرفت ، « عمر » و « قنفذ » و « خالد بن وليد » و « اباعبيدهء جرّاح » و . . . . را به در خانهء « على » و « فاطمه » عليهما السلام روانه كرد ، و « عمر » نيز هيزم فراوانى گرد آورد و پشت در خانهء حضرت فاطمه عليها السلام جمع كرد - همان درى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بسيارى از اوقات در آنجا مىايستاد و مىفرمود : سلام بر شما اى خاندان نبوّت ؛ و بدون اجازه گرفتن وارد آن خانه نمىشد - « عمر » هيزم را سوزانيد و در را آتش زد و پس از آنكه حضرت فاطمه عليها السلام به پشت در آمد تا « عمر » و حزبش را بازگرداند ، « عمر » در را بر حضرت فاطمه عليها السلام فشرد و آن بانوى مكرّمهء اسلام با فشار شديد و . . . « عمر » بر در ، در بين ديوار و در