مقاتل ابن عطية (مترجم: مؤسسه اسلامى ترجمه)
62
مؤتمر علماء بغداد (حقيقتى كه آن را همه مى پذيرند) (فارسى)
همراه سپاهيانش به جنگ او آمده بودند - به قوم خود دستور داد سلاح برگيرند و آنان نيز سلاح برگرفتند . وقتى خالد به آنان رسيد حيله كرد و به ايشان دروغ گفت و سوگند به خدا ياد كرد كه قصد بدى در موردشان ندارد و گفت : ما براى جنگ با شما نيامدهايم بلكه امشب ميهمان شماييم . مالك پس از سوگند خالد مطمئن شد و خود و قومش سلاحها را بر زمين گذاشتند و پس از آنكه هنگام نماز دررسيد مالك و قومش به نماز ايستادند ولى خالد و سپاهيانش بر آنان حملهور شدند و همگى را اسير كردند و سپس خالد جنايتكار ، همهء آنان را كشت . پس از اين كار نيز « خالد » بر همسر مالك طمع كرد و با او كه زنى زيباروى بود در همان شبى كه شوهرش را كشت زنا كرد و سرهاى مالك و مردان قوم او را در پايهء ديگها قرار داد و غذاى زناى خود را پخت و با سربازانش خوردند ! پس از بازگشت « خالد » به مدينه ، « عمر » خواست « خالد » را به دليل كشتن مسلمانان قصاص كند و به جهت زناى او با همسر مالك بر او حد جارى كند ؛ ليكن همين ابابكر به شدّت از اين كار جلوگيرى كرد و با اين خون مسلمانان را هدر داد و يكى از حدود