مقاتل ابن عطية (مترجم: مؤسسه اسلامى ترجمه)
67
مؤتمر علماء بغداد (اين است راه حق يا كنگره عالمان بغداد) (فارسى)
علوى فرمود : جرمش اين بود كه « ابوبكر » او را نزد يار ارجمند پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم - مالك بن نويره - فرستاد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بشارت بهشت را به او داده بود ؛ ابوبكر به خالد دستور داد كه مالك و قومش را بكشد . مالك كه بيرون از مدينه بود - با ديدن خالد كه به همراه سپاهيانش به جنگ او آمده بودند - به قوم خود دستور داد سلاح برگيرند و آنان نيز سلاح برگرفتند . وقتى خالد به آنان رسيد حيله كرد و به ايشان دروغ گفت و سوگند به خدا ياد كرد كه قصد بدى در موردشان ندارد و گفت : ما براى جنگ با شما نيامدهايم بلكه امشب ميهمان شماييم . مالك پس از سوگند خالد مطمئن شد و خود و قومش سلاحها را بر زمين گذاشتند و پس از آنكه هنگام نماز دررسيد مالك و قومش به نماز ايستادند ولى خالد و سپاهيانش بر آنان حملهور شدند و همگى را اسير كردند و سپس خالد جنايتكار ، همهء آنان را كشت . پس از اين كار نيز « خالد » بر همسر مالك طمع كرد و با او كه زنى زيباروى بود در همان شبى كه شوهرش را كشت زنا كرد و سرهاى مالك و مردان قوم او را در پايهء ديگها قرار داد و غذاى زناى خود را پخت و با سربازانش خوردند ! پس از بازگشت « خالد » به مدينه ، « عمر » خواست « خالد » را به