السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

86

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

« تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا . » جاى تعجب نيست كه نويسنده و سازندهء اين مطالب قباحت گفتار خود را درك نكند ولى شگفت و تعجب از ملل متمدن و مردان عصر فضا و از دانشمندان عصر كنونى است ( 1 ) - كه اين گونه خرافات را در كتب عهدين و تورات و انجيل مىخوانند و بازهم به چنين مطالبى و بر چنين كتاب‌هايى ايمان دارند و آن‌ها را وحى الهى و كتاب آسمانى و راهنماى انسان‌ها مىپندارند ! ! آرى ! تقليد عادتى است تغييرناپذير كه خود را از اين عادت رهانيدن ، زنجير تقليد را از هم گسستن و پى حق روان شدن عملى است بس مشكل و طاقت‌فرسا . 9 - در اناجيل چنين مىخوانيم كه : روزى مسيح براى مردم سخن مىگفت ؛ مادر و برادرانش در بيرون منتظر وى بودند كسى از آن ميان گفت : اين مادران و برادرانت هستند كه در بيرون به انتظار تو به سر مىبرند تا سخنى با تو بگويند . مسيح گفت : مادر من كيست و برادران من كدامند ؟ ! سپس با دست خود اشاره به شاگردانش نمود و گفت : اينان مادر و برادران من هستند زيرا هركس به گفتهء من كه در آسمان‌هاست گوش فرا دهد ، او برادر ، خواهر و مادر من است . « 1 » خوانندگان عزيز ! شما در سخافت اين گفتار دقت كنيد و قدرى بينديشيد كه مسيح چگونه مادر پاك خويش را از خود دور مىكند و او را از ديدارش محروم مىسازد و قداست و معنويت او را مورد تعريض قرار داده ، شاگردانش را بر وى ترجيح مىدهد ، در صورتى كه مسيح دربارهء شاگردانش در جاى ديگر مىگويد : آنان ايمان ندارند « 2 » و باز دربارهء آنان مىگويد : در دل آنان به اندازهء تخم خشخاشى ايمان وجود ندارد . « 3 » اين شاگردان همان‌ها هستند ؛ شبى كه يهوديان به مسيح حمله كردند و از آنان درخواست نمود كه تا صبح نخوابند و از وى محافظت كنند ولى هيچ‌كدام از شاگردانش به حرف او گوش ندادند و وقتى يهودىها او را گرفتند ، همان شاگردها او را تنها گذاشته ، فرار را بر قرار ترجيح دادند . « 4 » اين‌ها نمونه‌هايى از كارهاى ناشايستى است كه دربارهء شاگردان مسيح در اناجيل آمده است . 10 - در انجيل يوحنا آمده است :

--> ( 1 ) متى ، باب 12 ؛ مرقس ، باب 3 ؛ لوقا ، باب 8 . ( 2 ) مرقس ، باب 4 . ( 3 ) متى ، باب 17 . ( 4 ) همان ، باب 26 .