السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
81
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
خواهيد داد اين است كه شما را از خوردن آن نهى نموده است . چون آدم و حوا گفتار مار را باور نمودند و از ميوهء آن درخت خوردند ، چشمشان باز گرديد و فهميدند كه لخت هستند و با لنگى خودشان را پوشانيدند . خداوند كه در بهشت قدم مىزد ، آنان را ديد و آدم و حوا خود را از خدا مخفى نمودند . خدا ، آدم را صدا زد كه كجا هستى آدم ؟ وى گفت : ( 1 ) - چون صداى تو را شنيدم خود را مخفى نمودم زيرا كه من عريانم . خدا گفت : چگونه فهميدى كه عريانى ؟ مگر از آن ميوه كه نهىات كرده بودم ، خوردى ؟ آنگاهكه براى خداوند آشكار شد كه آدم از آن شجره خورده است ، گفت : حالا ديگر آدم نيز مانند ما شده ، خوب و بد و زشت و زيبا را شناخته است و ممكن است ، هم اكنون دستش را دراز كند و از درخت حيات و زندگى نيز بخورد و براى هميشه زنده بماند و مثل ما باشد ، اين بود كه خدا او را از بهشت راند و ميان آدم و درخت حيات حائلى قرار داد . « 1 » و باز تورات در جاى ديگر مىگويد : مار قديمى همان شيطان است و شيطان نيز همان است كه همهء دنيا را به سوى ضلالت و گمراهى سوق مىدهد . « 2 » خواننده عزيز ! ملاحظه مىكنيد ، كتابهاى به اصطلاح آسمانى ، چگونه ساحت قدس الهى را متهم به كذب نموده ، نسبت مكر ، غدر ، دروغ و ترس به او مىدهد ، بدين گونه كه خداوند آدم را به دروغ از درخت معرفت ممنوع ساخت و گفت كه آن ، درخت مرگ است و سپس چون خدا ترسيد كه آدم از درخت حيات نيز استفاده كند و به زندگى جاويد و هميشگى دست يابد و در خدايى و سلطنت با او معارضه نمايد ، اين بود كه وى را از بهشت بيرون راند . و باز از اين كتاب آسمانى ! استفاده مىشود كه خداوند جسم است و در ميان بهشت قدم مىزند و نسبت جهل به پروردگار مىدهد كه وى از محل و مخفىگاه آدم بىاطلاع بود . از همه بدتر اين كه ، اين كتاب شيطان را خيرخواهتر از خدا معرفى مىكند و مىگويد كه شيطان بر آدم نصيحت كرد و آدم را از تاريكى جهل و نادانى به نور دانش و معرفت راهنمايى نمود و تشخيص نيك و بد را به وى آموخت . 2 - تورات داستان ابراهيم و نمرود را چنين آورده است :
--> ( 1 ) تورات ، سفر پيدايش ، باب 2 - 3 . ( 2 ) تورات ، سفر پيدايش ، باب 12 ، بند 9 .