السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

696

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

( 1 ) - باز ابو هريره از رسول خدا ( ص ) نقل مىكند كه فرمود : من مأمورم كه با مردم بجنگم تا « لا إله الا اللّه » بگويند و هركس « لا إله الا اللّه » گفت ، جان و مالش در امان خواهد بود مگر حق الناس به وى تعلق بگيرد و حساب اعمال او با خداست . اين روايت را مسلم ، ابو داود ، ابن ماجه ، ترمذى ، نسائى ، احمد ، طيالسى و بخارى نيز نقل كرده‌اند . « 1 » اوس بن اوس ثقفى مىگويد : ما ، در مسجد مدينه بوديم كه پيامبر خدا ( ص ) وارد گرديد ، در آن هنگام مردى به نزد وى آمد و سخنى گفت كه ما نفهميديم ، پيامبر در جواب وى فرمود : برو بگو او را بكشند . بعد از اين فرمان ، دوباره آن مرد را به پيش خود خواند و گفت : شايد او به وحدانيت خدا و رسالت من شهادت مىدهد . آن مرد گفت : آرى ! رسول خدا ( ص ) فرمود : حالا كه چنين است ، برو به آنان بگو كه از كشتن او خوددارى كنند و رهايش سازند زيرا مأموريت دارم كه با مردم بجنگم تا به وحدانيت پروردگار و رسالت من گواهى دهند . هر وقت به اين دو حقيقت اعتراف كردند ، مال و جانشان محترم و محفوظ خواهد بود مگر حقى بر آنان تعلق گيرد و حساب اعمال‌شان با خداست . اين روايت را ابو داود ، طيالسى ، احمد دارمى و طحاوى نقل كرده‌اند . « 2 »

--> ( 1 ) صحيح بخارى ، 8 / 50 . ( 2 ) كنز العمال ، 1 / 375 .