السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
685
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
مىگذاشت و ديدم كه رسول اللّه نيز همين كار را انجام مىداد . اين روايت را طيالسى و ديگران هم نقل كردهاند . 14 - ابو جعفر مىگويد : ابن عباس ركن خانه خدا را بوسيد و پيشانى بر آن گذاشت باز بوسيد و پيشانى بر آن گذاشت و سه بار اين عمل را تكرار نمود . 15 - عكرمه از ابن عباس نقل مىكند كه : من ديدم رسول خدا ( ص ) را كه صورت و پيشانيش را بر حجر الاسود مىگذاشت . « 1 » 16 - داود بن صالح مىگويد : روزى مروان مردى را ديد كه صورت خود را بر قبر رسول خدا ( ص ) گذاشته ، مروان پشت گردن وى را گرفت و سخت فشارش داد و به او گفت : آيا مىدانى كه چه مىكنى ؟ ! او در پاسخ مروان گفت : آرى ، مىدانم كه چه مىكنم . مروان چون به دقت نگاه كرد ، ديد كه وى ابو ايوب انصارى است . ( 1 ) - ابو ايوب به او گفت : من به حضور رسول اللّه بار يافتم و شنيدم كه مىفرمود : براى دين ، گريه نكنيد . روزى كه زمام آن را نيكان و شايستگان به دست گيرند ، آن وقت براى دين اشك تأسف و تأثر بريزيد كه زمام آن به دست ناكسان بيفتد . اين روايت را حاكم در مستدرك آورده و صحت آن را تصديق نموده است . « 2 » و ذهبى نيز ايرادى بر آن وارد نكرده است . ابن تيميه روايات مسئله تقبيل ( بوسيدن ) و استلام ( لمس كردن ) حجر الاسود را همچنين روايات گذاشتن صورت بر حجر الاسود را در كتاب خود المنتقى آورده است . « 3 » 17 - ابن عساكر نقل مىكند كه فاطمه ( س ) بر قبر پدرش پيامبر ( ص ) آمد و در برابر قبر توقف نمود و مشتى از خاك آن برداشت ، در چشمانش گذاشت و گريست . 18 - باز ابن عساكر آورده است كه : يك نفر عرب باديهنشين به سر قبر رسول خدا ( ص ) آمد و از خاكهاى آن برداشت و بر سر و صورتش ريخت و خطاب به آن حضرت گفت : يا رسول اللّه ! در قرآن تو مىخوانيم : « آنان ( مؤمنان ) هر وقت بر خويشتن ستم روا دارند ، بر تو پناه آرند . » اينك من هم ستمى در حق خود روا داشتهام و به تو پناه آوردهام ، دربارهء من استغفار و طلب مغفرت بنما . از قبر صدايى شنيده شد كه مىگفت : « تو بخشوده شدى اى شخص ! » ابن عساكر مىگويد : اين
--> ( 1 ) سنن بيهقى ، 5 / 74 . ( 2 ) مستدرك ، 4 / 515 . ( 3 ) ج 2 ، صص 261 - 263 .