السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

566

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

ما مضايقه نداريم كه بگوييم : لفظ جلاله از الفاظ منقول است ، بنابراين ظاهرا از كلمه « لاه » كه به معناى احتجاب و پنهان بودن و گاهى هم به معناى ارتفاع و بلندى است ، گرفته شده است ، پس لفظ « اللّه » از نظر وضع ساختارش مصدر است و از نظر معنى اسم فاعل است و از نظر مورد استعمال ، علم و اسم خاص ذات بارى است . بنابراين ، در معناى آن ، اين نكات گنجانده شده است كه : « اللّه » يعنى همان ذات مرتفع و صاحب مقام بس بلندى است كه هيچ انخفاض و پستى به او راه ندارد ، وجودى كه در اثر علائم و نشانه‌هاى بىپايانش در غايت ظهور و روشنى است و در عين حال از انظار مردم غايب و پنهان كه چشم‌ها نمىتواند او را ببيند و افكار بشرى نمىتواند به كنه ذات او پى برد . فيك يا اعجوبة الكون * غدا الفكر كليلا انت حيّرت ذوى * اللّبّ و بلبلت العقولا كلّما اقدم فكرى * فيك شبرا فرّ ميلا ناكصا يخبط فى * عشواء لا يهدى سبيلا « 1 » و لزومى ندارد كه بگوييم لفظ جلاله از « إله » به معناى عبادت كرد و يا به معناى متحير گرديد ، ريشه گرفته است . زيرا در اين صورت بايد بگوييم كه كلمه « إله » مصدر است به معناى اسم مفهوم ، مانند كتاب كه به معناى مكتوب و نوشته‌شده ، مىباشد ؛ در حالى كه به اين گفتار و تأويل هيچ‌گونه احتياجى نداريم . « رحمن » : چهارمين كلمه « بسمله » رحمن است . اين كلمه از رحمت گرفته شده است و معناى رحمت نيز روشن و واضح است و به مفهوم ضد قساوت و سخت‌دلى ضد سخت گيرى و بىمهرى مىباشد . خداوند متعال مىفرمايد : أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ . « 2 »

--> ( 1 ) « در راه درك كنه ذاتت اى اعجوبهء هستى ! فكرها درمانده و عاجز گرديده است . تويى كه صاحبان عقل را متحير ساخته ، عقول و انديشه‌ها را واله و شيداى خود نموده‌اى ! هرگاه فكر من در راه درك تو يك وجب پيش برود ، فرسخ‌ها به عقب مىگريزد . سرافكنده در ظلمت و تاريكى قدم برمىدارد و راهى به سوى فهم تو ذات پيش نمىبرد . » ( 2 ) فتح / 29 .