السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

554

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

بدون سورهء حمد وجود ندارد و اين حديث به طريق شيعه و سنى نقل گرديده است ، بنابراين مسلما اين سوره در مكه نازل گرديده است و مسلمانان از آغاز اسلام ، نمازشان را با اين سوره مىخوانده‌اند . ( 1 ) - بعضى از مفسرين نظريه سومى را اختيار نموده‌اند و آن اين است كه سورهء حمد به جهت عظمت و اهميتى كه دارد ، دو بار نازل شده است : يك‌بار در مكه و يك‌بار ديگر در مدينه . اين نظريه هم در حد خود خالى از اعتبار و احتمال نيست ، تنها اين كه دليلى در دست نيست كه آن را ثابت و تأييد كند و شايد به علت همان دو بار نازل شدن ، اين سوره « سبع مثانى » ناميده شده است و شايد هم اين نامگذارى علت ديگرى دارد و آن اين كه ، اين سوره در هر نماز دو بار خوانده مىشود : يك‌بار در ركعت اول ، بار ديگر در ركعت دوم ؛ اين است كه سبع مثانى نام يافته است . فضيلت سورهء حمد در فضيلت اين سورهء مباركه همين بس كه اولا خداوند متعال آن را در سورهء حجر برابر تمام قرآن مجيد معرفى كرده است و ثانيا بايد تمام نمازها با اين سوره خوانده شود و هيچ‌يك از سوره‌هاى قرآن نمىتواند در نماز جاى اين سوره را بگيرد ، در صورتى كه نماز اساس و استوانه دين است و مسلمان از غير مسلمان با همان نماز شناخته مىشود . امتياز ديگر سوره حمد اين است كه اين سوره داراى تعاليم و معارف زياد و نكات علمى فراوان است كه به يارى خدا در صفحات آينده آن را به طور اجمال بيان خواهيم نمود . فضيلت سوره حمد به حدى است كه در روايات فراوانى از آن سخن به ميان آمده است ، چنان كه شيخ صدوق با اسناد خود از امام حسن عسكرى ( ع ) از پدران ارجمندش از امير مؤمنان ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ آيه‌اى است از سورهء حمد و اين سوره با آيه بسم اللّه مجموعا داراى هفت آيه است . آنگاه امير مؤمنان اضافه نمود : از رسول اكرم ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : خداوند متعال به من فرمود : يا محمد ! « و لقد اتيناك سبعا من المثانى و القرآن العظيم » ، پس خدا مرا به وسيلهء سورهء حمد مورد منت قرار داده و آن را با تمام قرآن برابر شمرده است . آرى ، سورهء حمد از عزيزترين و پربهاترين كنوز و خزائن عرش الهى است . « 1 » ( 2 ) - بخارى از ابى سعيد بن معلى نقل نموده است كه مىگويد : من مشغول نماز بودم و رسول

--> ( 1 ) تفسير برهان ، 1 / 26 .