السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
544
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
نفسانى و واقعى است و اين امر نفسانى گاهى چيزى است كه اعتبار و فرض گرديده ، مانند امر و نهى ، عقود و ايقاعات و گاهى هم صفات و حالات خاصى است مانند جملاتى كه به اميد و آرزو ( ترجّى و تمنّى ) دلالت مىكنند ، ( 1 ) - پس ساختمان جملات هر كدام علامت و نشانه امرى است از امور نفسانى كه اين امور در جملههاى خبرى همان « حكايت از وقوع و يا عدم وقوع چيزى » است و در جملههاى انشايى « فرض اعتبار امرى و يا صفات و حالات خاصى » است . ولى انگيزهء آوردن جملاتى كه يك امر نفسانى را ابراز مىدارد ، گاهى ابراز و اظهار داشتن همان امر نفسانى است و گاهى شايد يك انگيزه ديگرى داشته باشد و در مورد نوع دوم ، بحث و اختلاف است كه آيا اين استعمال به صورت حقيقت است يا مجاز كه اينجا ، محل طرح آن بحث نيست و اگر كسى بخواهد از اين بحث مفصلا آگاهى يابد به تعليقات ما كه در مباحث اصول داريم ، مراجعه نمايد . آيا طلب ، كلام نفسى است ؟ آن چه كه از موارد استعمال لفظ « طلب » به دست مىآيد ، اين است كه اين كلمه ساخته شده است براى « مباشرت و كوشش كردن در به دست آوردن چيزى » لذا نمىتوان گفت : فلانى گمشده را طلب نمود و يا سعادت روز بازپسين را طلب كرد مگر در صورتى كه براى تحصيل و به دست آوردن آنها مباشرت و كوشش نمايد . و در لسان العرب آمده است كه : « الطّلب محاولة وجدان الشّىء و اخذه » طلب ، خواستن پيدايش چيزى را مىگويند و از اينجاست كه شخص امركننده را طالب نيز مىنامند زيرا او پيدا شدن فعل ، مورد امر را مىخواهد . بنابراين ، « امر » همان خود طلب است نه اين كه « امر » لفظ باشد و « طلب » معناى آن و از اينجا روشن مىگردد ؛ آن چه گفتهاند « أمر » براى طلب ساخته شده و يا اين كه گفتهاند « طلب » كلام نفسى است و لفظ « امر » كه همان كلام لفظى است ، به آن دلالت دارد ؛ هيچيك از اين گفتهها صحيح نيست و اساس محكمى ندارد . باز معلوم مىشود كه گفتار اشاعره كه طلب را غير از اراده مىدانند ، صحيح مىباشد و اما در اين كه طلب را صفت نفسى دانسته و آن را معنا و مدلول كلام نفسى شمردهاند ، راه خطا و اشتباه پيمودهاند .