السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
473
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
كار برده و شير خالص از ميان سرگين و خون بيرون آورده است و امثال اين اسرار و دقايق خلقت ، اشاره مىكند . از خواصّى كه براى گرفتن سكر و رزق نيكو و لذيذ در درختان خرما و انگور قرار داده است ، سخن به ميان مىآورد ، خاصيت و خصوصيتى را كه درختان اين دو ميوه دارا مىباشند ، تذكر مىدهد آنگاه افكار را به صنعت عسل و اعمال شگفتانگيز زنبوران عسل كه در ساختن عسل و موم به كار مىبرند و خردمندان و خصوصا كسانى را كه با طرز كار آنها از نزديك آشنايى دارند ، به تعجّب و حيرت واداشته است ، متوجه مىسازد . ضمنا اين نكته را نيز گوشزد مىكند كه اين اعمال محير العقول و اعجابانگيز زنبوران عسل در اثر الهامى است كه از ناحيه خدا به طور غريزى بر آنها القا مىگردد . با اين توضيح معلوم مىشود كه اين آيات در مقام بيان نشانههاى قدرت و درس توحيد مىباشند نه در مقام تشريع و بيان حكم ، پس در اين آيه مورد بحث كوچكترين اشاره و دلالتى به جايز بودن شراب و مسكرات نيست تا با آيات حرمت خمر منسوخ گردد . گذشته از همه اينها : اگر فرض و قبول كنيم كه منظور از لفظ « سكر » در آيه ، مستكننده است ، خود اين آيه دليل بر حرام بودن مسكر خواهد گرديد ، نه به مباح بودن آن ، زيرا اين آيه شريفهء ، « سكر » را در برابر « رزق حسن » و روزى نيكو و پاك قرار داده است و اين تقابل نشان مىدهد كه مسكر ، رزق پاك و حلال نيست . رواياتى كه از ائمهء هدى ( ع ) به دست ما رسيده است ، اين معنى را كه گفتيم تأييد مىكند و اين كه مسكرات از اول در قرآن مجيد و در اسلام مباح و حلال نبوده است ، ثابت مىكند . شيخ صدوق با استاد خود از محمد بن مسلم نقل مىكند كه از امام صادق ( ع ) دربارهء شراب سؤال گرديد كه آيا حلال بوده است يا نه ! امام در پاسخ وى گفت : رسول اكرم ( ص ) فرمود : اول چيزى كه پروردگار ، مرا از آن نهى نمود ، بتپرستى و شراب خوردن بود . ( 1 ) - باز صدوق از حضرت رضا ( ع ) نقل نموده است كه خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده است مگر با دستور و فرمان حرمت خمر . « 1 » در بحث اعجاز نيز گذشت كه خمر از نظر تورات هم حرام بوده است .
--> ( 1 ) بحار الانوار ، 16 / 18 - 20 ، مرحوم فيض كاشانى نيز در وافى ، 11 / 79 باب مخصوصى براى اين موضوع اختصاص داده است .