السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
335
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
1 - شعيب بن انس در يك روايت « مرسل » « 1 » از امام صادق ( ع ) نقل كرده است كه آن حضرت به ابو حنيفه فرمود : تو فقيه مردم عراقى ؟ گفت : آرى . فرمود : بر چه اساس و منبعى فتوا مىدهى ؟ گفت : بر اساس كتاب خدا و سنت پيامبرش . فرمود : ابو حنيفه ! آيا كتاب خدا را آن چنان كه شايسته است ، مىشناسى و آيا ناسخ و منسوخ آن را مىدانى ؟ گفت : آرى . امام فرمود : ابو حنيفه ! واى به حالت كه دانش بزرگى را ادعا نمودى ! واى بر تو كه خداوند آن را قرار نداده است ، مگر در نزد متخصصين قرآن و آنان كه قرآن به آنان نازل شده است و اين چنين علم و دانشى بر كسى ميسر نيست جز افراد خاصى از خاندان پيامبر . ابو حنيفه ! بدانكه خداوند از قرآن خود حتى يك حرف هم براى تو به ارث نگذاشته و سهمى نصيب نداده است . ( 1 ) - 2 - و در روايت زيد شحام آمده است كه قتاده به محضر امام باقر ( ع ) وارد شد ، امام به وى فرمود : تو فقيه مردم بصره هستى ؟ گفت : چنين مىپندارند ، آنگاه امام فرمود : شنيدهام كه قرآن را تفسير مىكنى ؟ عرضه داشت : آرى ، تا آنجا كه امام فرمود : قتاده ! اگر از پيش خود قرآن را تفسير كنى ، هم خودت هلاك گشتهاى و هم ديگران را به هلاكت انداختهاى و اگر با گفتار ديگران تفسير كنى ، بازهم خود و هم ديگران را به هلاكت كشاندهاى ، واى بر تو اى قتاده كه قرآن را تنها كسانى مىتوانند بفهمند كه مخاطب قرآن و طرف صحبت و گفت و گوى آن هستند . پاسخ : هدف و منظور اين گونه احاديث و روايات ، فهم ظاهر قرآن نيست بلكه منظور از آن به طور كلى اين است كه فهم حقيقت قرآن و پى بردن به عمق و تأويلات آن ، آشنا بودن با ظاهر و باطن ، ناسخ و منسوخش ، اختصاص به كسانى دارد كه مورد خطاب و طرف سخن قرآن مىباشند ، چنان كه روايت اول در اين معنى صراحت دارد زيرا در اين روايت سؤال از معرفت و شناخت عميق و واقعى و تشخيص دقيق ناسخ و منسوخ بوده ، امام نيز ابو حنيفه را در ادعاى چنين ادعاى بزرگى ، مورد توبيخ و ملامت قرار داده است . و در روايت دوم نيز كلمه « تفسير » به كار رفته است و تفسير به معناى كشف حقيقت و پى بردن به عمق و ريشهء آيات قرآن و به معناى پرده برداشتن از ظواهر قرآن مىباشد و اين ، علم بزرگ و
--> ( 1 ) روايتى را مىگويند كه سلسلهء ناقلين آن ذكر نشده باشد .