السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

296

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

مىباشند . ثانيا : اين روايت‌ها را بايد به همان معنى كه روايات مربوط به قرآن على را تأويل نموديم ، تأويل كرد و اگر قابل تأويل نباشد بايد آن‌ها را به دور انداخت زيرا در اين حال مخالف قرآن و گفتار پيامبر اسلام است كه جز دور انداختن چاره ديگرى نيست . اكثر علما و دانشمندان نيز در اين روايت‌ها و بلكه در تمام روايات تحريف همان نظريه تأويل را دارند و در صورت عدم امكان تأويل ، به ترك كردن و دور انداختن آن‌ها قائل مىباشند . محقق كلباسى مىگويد : رواياتى كه به تحريف قرآن دلالت دارند ، مخالف با اجماع امت اسلامى مىباشند زيرا كسى از مسلمانان به تحريف قرآن معتقد نيست جز افرادى كه گفتارشان به هيچ وجه قابل اعتنا نيست . بازمىگويد : وجود نقصان و تحريف در قرآن ، اصل و اساسى ندارد و اگر چنين مطلبى واقعيت داشت ، طبعا مشهور و معروف مىشد ، همان‌طوركه هر حادثهء مهم شهرت پيدا مىكند و مسئلهء كم كردن و تحريف در قرآن نيز حادثه كوچكى نيست كه در صورت تحقق مخفى و ناشناخته بماند . و از محقق بغدادى شارح وافيه نيز همان نظريه تأويل و يا ترك ، نقل شده است و باز از وى نقل شده است كه مىگويد : محقق كركى - كه دربارهء عدم تحريف قرآن كتابى نوشته است - نقل مىكند كه وى در همان كتاب خود مىگويد ، رواياتى را كه بر وقوع نقص و تحريف در قرآن دلالت مىكند ، بايد تأويل نمود و يا همهء آن‌ها را به دور انداخت زيرا روايتى كه بر خلاف قرآن و گفتار پيامبر ( ص ) يا بر خلاف اجماع مسلمانان وارد شود و تأويل آن ممكن نباشد بايد به دور انداخت . مؤلف : مرحوم محقق كركى در اين گفتارش به همان مطلبى كه ما قبلا تذكر داديم ، اشاره نموده است كه طبق مضمون روايت‌هاى صحيح و قطعى هر روايتى را كه مخالف با قرآن باشد ، بايد طرد نمود ، اينك براى نمونه نظر خواننده عزيز را به دو روايت ذيل جلب مىنماييم : 1 - شيخ صدوق با سند صحيح از امام صادق ( ع ) نقل كرده است : ( 1 ) - توقف نمودن در برابر شبهه بهتر از اقدام و پيشدستى به هلاكت است زيرا براى هر حقى ، گواه و ميزان و براى هر عمل درستى ، نور و روشنايى وجود دارد . قرآن ميزان حق است پس هر گفتارى كه موافق قرآن باشد ، بگيريد و هر آن چه مخالف آن باشد ، تركش كنيد . « 1 »

--> ( 1 ) « الوقوف عند الشّبهة خير من الاقتحام فى ما الهلكة . . . فى ما وافق كتاب اللّه فخذوه و ما خالف كتاب اللّه فدعوه . . . » : وسائل الشيعة ، كتاب قضا ؛ ج 3 ، 380 .