السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
289
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
اولا : تحريفى كه از اين روايات استفاده مىشود ، غير از آن تحريف است كه مورد بحث و گفت و گوى ماست . و ثانيا : اكثر روايات از نظر سند ضعيف و غير قابل اعتماد مىباشند زيرا قسمتى از آنها از كتاب احمد بن محمد سيارى نقل شده است و دانشمندان « علم رجال » اتفاق دارند كه احمد سيارى شخصى بوده است ، منحرف و معتقد به تناسخ و قسمت ديگرى هم به واسطه علىّ بن احمد كوفى به ما رسيده است كه علماى « رجال » او را نيز مردى دروغگو و از نظر عقيده متزلزل مىدانند . ( 1 ) - ولى در عين حال گروهى از روايات تحريف از نظر سند معتبر و مورد اعتماد و يا در اثر كثرت نقل يقينآور و يا حد اقل اطمينانآور مىباشند ، اين است كه در اين مورد از بررسى سند آنها صرف نظر نموده ، به چگونگى دلالت آنها مىپردازيم و به طور كلى مىگوييم كه : روايات از نظر معنى و دلالت به چهار گروه تقسيم مىشوند كه متن آنها را نقل مىكنيم ، سپس چگونگى دلالت و عدم دلالت آنها را بر تحريف قرآن مورد بحث و بررسى قرار مىدهيم . گروه اول : قسمتى از روايات تحريف كه با كلمهء « تحريف » آمده است ، صريحا به تحريف قرآن دلالت دارند و تعداد آنها به بيست روايت بالغ مىشود كه اينك نمونهاى از آنها : 1 - علىّ بن ابراهيم قمى با اسناد خود از ابو ذر نقل نموده است كه : هنگامى كه اين آيه يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ « 1 » نازل شد ، رسول خدا فرمود : پيروان من در قيامت با پنج پرچم و نشانه به نزد من مىآيند ، آنگاه ابو ذر گفت كه رسول خدا از هر گروهى مىپرسد كه با ثقلين - يعنى با دو امانت بزرگى كه از من در پيش شما بود ( قرآن و عترت ) - چگونه رفتار كرديد ؟ گروه اول مىگويند : ثقل اكبر ( قرآن ) را تحريف كرديم و به پشت سر انداختيم و با ثقل اصغر ( عترت ) ، عداوت و دشمنى نموده ، ستم دربارهء آنان روا داشتيم . گروه دوم مىگويند : ثقل اكبر را تحريف و قطعهقطعه كرديم و با احكام و دستورات آن مخالفت ورزيديم و با ثقل اصغر نيز دشمنى كرده ، با آنان جنگيديم .
--> ( 1 ) در آن روز ( روز حساب و جزا ) چهرههايى روشن و سفيد و چهرههايى تاريك و سياه خواهد بود . آل عمران / 106 .