السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

28

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

نموده‌اند و بعضى ديگر قرآن را با ديد فلسفى مورد بررسى قرار داده‌اند ، گروه سومى نيز قرآن را با علوم جديد تفسير مىنمايند و در عين حال همهء اين مفسرين چنين مىپندارند كه قرآن با همين ديد نازل گرديده است كه آنان مىبينند . گروهى نيز تفسير مىنويسند ولى در كتابشان مباحث تفسيرى كمتر به چشم مىخورد و عدهء ديگر هم قرآن را با افكار خود يا با افكار كسانى كه گفتارشان از طرف خداوند تأييد نشده ، حجيت و اعتبار ندارد ، تفسير نموده‌اند . به نظر ما هيچ‌يك از اين تفسيرها خالى از اشكال و ايراد نمىباشد زيرا آن چه بر مفسر لازم است ، اين است كه از آرا و عقايد شخصى خود صرف‌نظر كند ، تنها مفهوم آيات را بدون رنگ‌آميزى با محتويات مغزى و گرايش‌هاى فكرى و تخصّصى خويش مد نظر بگيرد و طبق رهنمود و فرمان آن ، قدم بردارد ؛ به عبارت ساده‌تر ، آيات قرآن را با خود قرآن و دلالت ظاهر آن ، معنى و تفسير كند نه با آرا و عقايد شخصى و گرايش‌هاى فكرى و سليقه‌اى خود . مفسر به معناى واقعى كسى است كه در مباحث فلسفى قرآن ، يك حكيم و فيلسوف مطلع و در مسائل اخلاقى آن ، يك دانشمند تواناى اخلاقى باشد و در مسائل فقهى قرآن با ديد يك محقق و در مسائل اجتماعى آن با ديد يك جامعه‌شناس ورزيده ، قرآن را مورد مطالعه و تفسير قرار دهد ( 1 ) - و همين‌طور در هر علمى از علوم قرآن با ديد و اقتضاى همان علم ، قرآن را تفسير نمايد . آرى ، مفسر بايد در هر رشته‌اى از علوم و فنون قرآن ، اطلاعات وسيعى داشته ، بتواند از دريچه همان علم و فن قرآن را تفسير نموده ، پيش برود و ده‌ها جلد كتاب در اين باره بنگارد كه در اين صورت ، يك دوره دايرةالمعارف بزرگى در تفسير قرآن تشكيل خواهد شد . اين بود كه بر خود لازم دانستم ، كتابى در تفسير قرآن بنويسم كه نكات و مزاياى لازم يك تفسير جامع و واقف را دارا باشد و از خداوند بزرگ مسئلت دارم كه مرا در اين انديشهء بلند و هدف مقدس موفق بدارد و به اين آرزوى بزرگ نائلم بگرداند و در اين راه مدد و يارىام دهد و از قصور و اشتباهات مصونم دارد و از لغزش‌هايم صرف‌نظر كند . ما در اين تفسير به مباحث و موضوعاتى كه مربوط به معانى قرآن است ، خواهيم پرداخت و از مباحثى كه مربوط به الفاظ و اعراب قرآن و علوم ادبى آن است صرف‌نظر خواهيم نمود زيرا علما و مفسرين اين گونه مباحث را در كتاب‌هاى متعددى آورده‌اند كه نيازى به كتاب ديگر نيست شيخ طوسى در تبيان و طبرسى در مجمع البيان و زمخشرى در كشاف و ما نيز تنها در صورت بعضى از نكات ادبى كه مفسرين از آن غفلت ورزيده‌اند و يا به علت اهميت موضوع و ارتباط