السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
278
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
اين جريان كاملا ساكت و بىگواه است . و همچنين امير المؤمنين ( ع ) كه در خطبهء شقشقيه و خطبههاى ديگرش از افرادى كه بر وى مقدم شدند ، انتقاد و خرده گيرى مىكند ولى هيچ اسمى از مسئله تحريف به ميان نمىآورد . اين ادعاى باطلى است كه كسى بگويد : قرآن تحريف شده و مسلمانان نسبت به اين عمل اعتراض كردهاند ولى از نظر تاريخ براى ما مجهول مانده است زيرا اگر چنين اعتراضى واقعيت داشت ، براى آيندگان در تاريخ نقل مىشد همانطوركه مطالب كماهميتتر از آن نقل شده است . سه : تحريف در آيات سياسى قرآن گروه ديگرى مىگويند كه اين دو خليفه آيات سياسى قرآن ، يعنى آياتى را كه مربوط به موضوع خلافت و زعامت بوده ، عمدا به نفع خود تحريف نمودهاند . اين پندار نيز در بىاساس بودن از دو احتمال قبلى كمتر نيست زيرا امير المؤمنين و همسرش حضرت زهرا ( س ) و عدهاى از اصحاب آن حضرت در موضوع خلافت به ابو بكر و عمر به مقام معارضه در آمده و با رواياتى كه رسول خدا دربارهء امير المؤمنين شنيده بودند ، بر آنان اتمام حجت نموده و احقاق حق مىكردند . گاهى از مهاجرين و انصار كسانى را كه راجع به خلافت و موقعيت حضرت على ( ع ) سخنى از رسول خدا شنيده بودند ، گواه و شاهد مىآوردند ، گاهى با حديث غدير و امثال آن استدلال و احتجاج مىنمودند ، گاهى از روايات ديگر استشهاد مىنمودند ، چنان كه در كتاب احتجاج جريان جالب اتمام حجت دوازده تن از اصحاب پيامبر نقل شده است كه اين دوازده تن صحابه در برابر ابو بكر بپاخاستند و احاديث و نصوص مربوط به خلافت و امامت على ( ع ) را به او تذكر دادند . علامه مجلسى نيز احتجاجات و استيضاحهاى حضرت على ( ع ) در موضوع خلافت كه با دو خليفه وقت داشته و فصل مخصوصى گشوده است . « 1 » بنابراين ، اگر قرآن داراى آيه و مطلبى بود كه با مسئلهء خلافت تماس صريح و روشن داشته باشد ، در مقام اتمام حجت و استيضاح حق ، بيان آن لازمتر و استشهاد نمودن با چنين آيهاى مهمتر از همهء استدلالها و دلايلى بود كه امير مؤمنان على ( ع ) و گروه كثير و قابل توجهى از ياران رسول خدا در اين مورد مىآوردند . نبودن چنين استدلالى از روز اول و حتى در دوران خلافت
--> ( 1 ) بحار الانوار ، 8 / 79 .