السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
270
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
و اما اين كه گفتيم : در صورت وقوع تحريف ، قرآن از حجيت مىافتد به اين دليل است كه در اثر تحريف و تغيير ، ممكن است بعضى از قراين و شواهد لفظى كه در آيات قرآن به كار رفته و بيانگر معناى اصلى آيات بوده است ، ساقط شود و در نتيجه معناى واقعى آيات كه از قرائن و شواهد ساقطشده ، استفاده مىشد ، مجهول و ناشناخته بماند و معناى ظاهرى آيات كه بر خلاف معناى واقعى آن است به جاى آن بنشيند . اشكال : اگر كسى چنين اشكال كند كه در اين گونه موارد « اصالت عدم قرينه » جارى مىشود كه بر خلاف معناى ظاهرى آيه ، اصلا قرينهاى نبوده است تا ساقط شود و معناى واقعى آن را تغيير دهد زيرا در صورت شك در وجود قرينه كلامى ، عقلا به ظاهر كلام تمسك مىجويند و بنا را بر عدم وجود قرينه مىگذارند . پاسخ : در پاسخ اين اشكال مىگوييم : مدرك و مبناى « اصالت عدم قرينه » روش عقلا است كه عقلا و خردمندان ، ظاهر هر سخن و كلام را مىگيرند و به احتمال وجود قرينه بر خلاف معناى ظاهرى آن ، اعتنا نمىكنند . اين روش عقلايى چنان كه در علم اصول ثابت شده است ، در دو مورد به كار مىرود : يكى اين كه اين شاهد و قرينهاى كه احتمال وجودش بود ، منفصل و جدا از كلام بوده و يك قرينه و شاهد مستقل و خارج از كلام باشد . دوم اين كه احتمال داده شود ، قرينهاى در خود كلام بوده متصل و داخلى كه گوينده در گفتن آن غفلت نموده يا شنونده در شنيدن آن اشتباه كرده ، در نتيجه از كلام افتاده است . در اين دو صورت است كه « اصل عدم قرينه » جارى شده و معناى ظاهرى هر سخن گرفته مىشود ولى اگر احتمال داده شود كه در سخن و كلامى ( 1 ) - قرينه و شاهد متصل و داخلى بر خلاف معناى ظاهرى آن بوده است كه به علت تغيير و تحريف افتاده و ساقط شده است ، در اين صورت عقلا و خردمندان اصالت « عدم قرينه » جارى نمىكنند و در پيروى از معناى آن ، توقف مىنمايند . مثلا : اگر از طرف يك فرد « واجب الطاعة » نامه به دست كسى برسد و در آن نامه به او دستور داده شود كه خانهاى براى وى خريدارى شود ولى قسمتى از نامه از بين رفته باشد و آن كسى كه مأموريت خريد خانه را دريافت نموده است ، احتمال دهد كه در آن نامه براى خانه مورد نظر شرايط و خصوصياتى از قبيل بزرگ و كوچك بودن و از نظر قيمت آن بيان شده بود كه از بين رفته است . در اين مورد وى از نظر عقلا نمىتواند به « قاعدهء اصالت عدم قرينه » تكيه و اعتماد نموده و از بقيه نامه و از كليت و عموميت جملهء « خانهاى خريدارى كنيد » ، تبعيت و پيروى نمايد و به عنوان