السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

268

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

بنابراين بايد ، هم شخصى از افراد عترت تا روز قيامت پيوسته در ميان مردم باشد و هم قرآن ، تا هر دو براى هميشه و تا رستاخيز ، قرين و همدوش و پشتوانهء يكديگر ، هادى و راهنماى امت باشند تا در روز قيامت به پيشگاه پيامبر وارد شوند . آرى ، بايد آن دو در جامعه با هم وجود داشته باشند تا همان‌طوركه رسول خدا در اين احاديث اشاره فرموده است ، تبعيت از آن‌ها موجب هدايت و سعادت امت اسلامى شده ، مسلمانان را از ضلالت و گمراهى ، تاريكى و بدبختى مصون و محفوظ بدارد . اين نيز روشن است كه تمسك به عترت و تبعيت از آنان با دوست داشتن آنان و پيروى نمودن از راه ، روش و دستوراتشان خواهد بود . و اين گونه تبعيت و پيروى نيز موقوف و وابسته به درك حضور و ديدن خود امام و به سخن گفتن با وى نمىباشد زيرا درك كردن خود امام براى همه افراد در زمان حضور خود امام هم ممكن نبود تا چه رسد به دوران غيبت وى . آن چه كه مىگويند : در زمان غيبت نيز بايد لااقل عدهء مخصوص و معينى به حضور امام راه يافته و با وى ارتباط داشته باشند . گفتارى است بىاساس و ادعايى است بدون دليل زيرا پيروى نمودن از گفتار و روش امام يك نوع ارتباطى است كه اين ارتباط هميشه در ميان شيعه‌ها با امام‌شان برقرار مىباشد ، يعنى شيعيان در زمان غيبت نيز با امام‌شان مربوط بوده ، او را دوست داشته ، پيرو اوامر و دستورات وى مىباشند كه از جمله دستورات اوست . مراجعه كردن به راويان احاديث و ناقلان اخبار اهل بيت و متخصصين آن كه شيعه هميشه در حوادث و پيشامدهاى جديد به آنان مراجعه مىكنند و نظر پيشوايانشان را دربارهء اين رويدادها از آنان سؤال نموده و فرا مىگيرند . اما مسئله تمسك به قرآن چون بدون دسترسى به قرآن واقعى امكان‌پذير نيست . اين است كه بايد قرآن هميشه در ميان مسلمانان موجود بوده ، در دسترس آنان باشد تا بتوانند بر آن تمسك نموده ، از آن پيروى كنند و از ضلالت و گمراهى نجات يابند . از اين گفتار و بيان چنين بر مىآيد ؛ آنچه كه مىگويند : قرآن آسمانى و واقعى در نزد امام زمان ( ع ) موجود و محفوظ مىباشد ، مطلبى است نادرست . زيرا وجود واقعى قرآن در آسمان‌ها و يا در نزد امام غايب تمسك نمودن به قرآن را براى مسلمانان ميسور نمىكند بلكه بايد قرآن در دسترس مردم باشد ، مراجعه نمودن مردم به آن براى هميشه و براى همه ممكن و ميسور باشد . اين بود خلاصه استدلال بر عدم تحريف قرآن با حديث ثقلين از طريق اول .