السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
248
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
4 - اشكال چهارم در اين نظريه اين است كه تأويل و حمل كردن عدد هفت به كثرت و بر معناى رمزى و كنايى ، خلاف ظاهر اين روايات بلكه خلاف صريح پارهاى از آنهاست . 5 - گذشته از همه اينها لازمهء اين نظريه اين است كه الآن هم مىتوان قرآن را با لهجههاى متعدد قرائت نمود ، در صورتى كه اين حكم بر خلاف سيره و روش قطعى تمام مسلمانان است . اگر طرفداران اين نظريه ادعا كنند كه قرائت به لهجههاى مختلف قبلا جايزه بوده است ولى بعدا نسخ گرديده و بر يك لهجه منحصر شده است ، در پاسخ اين نظريه بايد گفت : اين سخن ادعايى بيش نيست و هيچ دليل و شاهدى آن را تأييد نمىكند . و اگر به وجود نسخ ( 1 ) - با همان اجماع قطعى كه در تلفظ قرآن با لهجه واحد و متعارف ، وجود دارد ، استدلال كنند . در پاسخ آن خواهيم گفت كه مدرك و زيربناى اجماع و اتفاق علما اين است كه جواز تلفظ قرآن با لهجههاى مختلف در روز اول مسلم نبوده است و اگر نزول قرآن با لهجههاى مختلف ثابت و مسلم شود ، همانطوركه صاحبان اين نظريه مىگويند ، در اين صورت شالوده اجماع بر هم مىريزد و اجماعى وجود نخواهد داشت . علاوه بر اين ، آن چه از روايات حروف هفتگانه استفاده مىشود ، علت اصرار پيامبر براى تجويز حروف هفتگانه ، توسعه و تسهيل قرائت قرآن بر مسلمانان بوده است ، بنابراين چگونه مىتواند اين رخصت و تسهيل تنها به يك برهه و دوران كمى از زمان اختصاص داشته ، سپس برداشته شود و چگونه ممكن است كه بر خلاف آن ، اجماعى به وقوع پيوندد ، در صورتى كه مسلمانان در دورانهاى بعد به تسهيل و توسعه بيشتر نيازمند بودند زيرا روز به روز تعداد مسلمانان بيشتر شده ، پيروى نمودن آنها از يك لهجه معين و واحد مشكل مىشد . ما ، در اينجا به همين اندازه از اقوال و نظريهها كه دربارهء حروف هفتگانه گفتهاند ، اكتفا مىكنيم و از بقيه نظريهها و پاسخ آنها صرف نظر مىنماييم . خلاصه و نتيجه خلاصهء بحث اين كه : نزول قرآن با حروف هفتگانه معنا و مفهوم صحيحى ندارد ؛ بنابراين بايد روايتى كه در اين مورد نقل شده است ، كنار گذاشت ، مخصوصا با توجه به رواياتى كه اين گروه روايات را تكذيب نموده ، نازل شدن قرآن را با يك حرف و يك روش تأييد مىكنند و اين همه اختلافات را كه در قرائت قرآن وجود دارد ، به خود راويان و قاريان قرآن مستند مىسازند .