السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

243

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

آيه اولى « انثى » و در آيه دومى كلمه‌هاى « كافرا » و « و كان » و در آيه سومى « لهنّ » اضافه گرديده است . پاسخ : اين بود خلاصهء نظريهء پنجم در معنا و تفسير حروف هفت‌گانهء قرآن كه آن نيز از جهاتى مردود و غير قابل قبول مىباشد : 1 - اين تفسير در معناى حروف هفت‌گانه هيچ‌گونه دليل و گواهى ندارد ، به خصوص اين كه افراد مورد خطاب در روايات حروف هفت‌گانه اصلا از اين گونه اختلاف قرائت‌ها اطلاعى نداشتند . 2 - از وجوه اختلافى كه ذكر گرديد ، يكى تغيير معنا بود و ديگرى عدم تغيير معنى در صورتى كه اين دو وجه را بايد تنها يك وجه حساب كنيم زيرا در اين دو صورت ظاهر و شكل كلمه ( 1 ) - عوض مىشود ، خواه معناى آن تغيير بيابد و يا تغيير نكند ، تفاوتى نخواهد داشت و قرائت را دو گونه و دو رقم نمىسازد ، چون در اختلاف قرائت‌ها تنها لفظ مورد نظر مىباشد ، نه معنا . اين است كه بايد اين دو قسم قرائت يك قسم حساب گردد و در اين صورت هم وجوه هفت‌گانه اختلاف قرائت‌ها كه ذكر گرديده است ، به شش وجه تقليل مىيابد و با حروف هفت‌گانه تطبيق نمىكند . 3 - از وجوه اختلافى كه ذكر شد ، يكى تغيير صورت لفظ بود ، مانند « طلح » و « طلع » و ديگرى عدم تغيير آن بود ، مانند « ننشز » و « ننشر » در صورتى كه تلفظ در هر دو مورد تغيير يافته ، فقط كلمه ننشز و ننشر از نظر كتابت تغيير نيافته است ولى از نظر قرائت تلفظ « زاء » غير از تلفظ « راء » مىباشد . اين است كه بايد اين دو وجه را نيز يكى حساب نمود زيرا قرائت در هر دو مورد تغيير مىيابد و اصل در قرآن هم تلفظ و قرائت است نه كتابت ، چون قرآن آن است كه خوانده مىشود ، نه آن چه نوشته مىشود . 4 - روايات حروف هفت‌گانه در اين معنى صراحت دارند كه قرآن در ابتدا با حرف واحد نازل شده بود ، سپس با درخواست پيامبر اجازه قرائت آن به هفت وجه رسيد . پرواضح است كه مراد از حرف و وجه واحد نمىتواند يكى از اين اختلافات نامبرده ، باشد . پس چگونه مىتوان گفت كه مراد از حروف هفت‌گانه همان اختلافات هفت‌گانه است ؟ ! 5 - اكثر آيات قرآن در ميان تمام قاريان مورد اتفاق بوده و كوچك‌ترين اختلافى در قرائت آن‌ها نبوده است و اگر موارد اتفاق را بر موارد اختلاف يادشده اضافه كنيم ، هشت قسم مىشود و