السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

235

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

زيرا مضمون اين روايات به طورى كه قبلا آورديم چنين است كه : قرآن را با هريك از حروف هفت‌گانه مىتوان قرائت نمود مگر اين كه آيه رحمت به عذاب و آيه عذاب به رحمت تبديل گردد . اين گفتار نيز جز اين مفهوم ديگر ندارد كه : مىتوان بعضى كلمات هفت‌گانه را به بعضى ديگر و به جاى يكديگر به كار برد ، اين است كه ما بايد روايت‌هاى مجمل حروف هفت‌گانه را به همين معنى حمل كنيم و آن سلسله روايت‌ها را كه در وسعت قرائت قرآن آمده است ، مبين و مفسّر روايت‌هاى مجمل قرار دهيم . پاسخ دلايل : در پاسخ اين همه دلايل به طور كلى مىگوييم كه اين روايات مفاد و معناى صحيح و محصلى ندارند و بايد همه آن‌ها را به دور انداخت و كوچك‌ترين توجهى بدان‌ها نبايد كرد زيرا : اولا : اين معنى كه حروف هفت‌گانه را به آن تأويل نموده‌اند ، تنها در پاره‌اى از آيات و كلمات قرآن كه مترادف است و الفاظ هم معنى دارد ، درست مىباشد ولى در اكثر آيات و كلمات قرآن كه الفاظ مترادف ندارند ، چگونه تطبيق مىگردد ؟ ! ثانيا : چگونه مىتوان گفت كه رسول خدا ( ص ) تبديل كلمات موجود قرآن را به كلمات ديگر تجويز نموده است ، در صورتى كه اين عمل اساس و شالودهء قرآن را كه معجزهء هميشگى است ، در هم مىريزد ، اعجاز جاودانى و حجت همگانى بودن آن را سلب مىكند و شكى نيست كه اين عمل قرآن را از درجهء اعتبار ساقط نموده و در نتيجه اين آخرين كتاب آسمانى را مهجور و متروك مىسازد . آيا شخص عاقل مىتواند تصور كند و يا بر زبان آورد كه رسول خدا اجازه داده است ، قارى قرآن مثلا مىتواند ، در قرآن تا آنجا تصرف كند كه آيات اول سوره « يس » را به كلمات ديگرى كه نزديك به كلمات اصلى است ، تبديل نمايد و چنين بخواند : « يس . و الذّكر الحكيم . انّك لمن الانبياء على طريق سوىّ . انزال الحميد الكريم . لتخوّف قوما ما خوّف اسلافهم ( 1 ) - فهم ساهون » ، پس در اين صورت چشم آنان كه تحريف قرآن را جايز مىدانند روشن باد كه خود پيامبر دست آن‌ها را بر اين عمل ناروا گشوده است . خدا گواه است كه اين ، دروغ و افترايى است ، بس بزرگ و نابخشودنى زيرا خداوند در اين مورد مىفرمايد :