السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

230

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

رحيم » و امثال اين كلمات كه هريك به جاى ديگرى به كار مىرود . 10 - باز طبرى از سعيد بن يحيى با اسناد خود از زر و او از عبد اللّه بن مسعود نقل مىكند كه ( 1 ) - : ما در عدد آيات يكى از سوره‌ها بحث و اختلاف نموديم كه آيا سى و پنج آيه است يا سى و شش آيه ، به نزد رسول خدا ( ص ) رفتيم ، ديديم كه با علىّ بن ابى طالب ( ع ) به گفت و گوى سرّى پرداخته است ، گفتيم : يا رسول اللّه ! ما ، در قرائت فلان سوره اختلاف نظر پيدا نموده‌ايم . ابن مسعود مىگويد : چهره رسول خدا سرخ گرديد و فرمود : ملت‌هاى گذشته در اثر اختلافى كه در ميانشان پديد آمد ، هلاك شدند ؛ آن‌گاه مطلبى را مخفيانه به على ( ع ) گفت ، على به ما فرمود كه : رسول خدا به شما دستور مىدهد كه قرآن را هرطور ياد گرفته‌ايد ، بخوانيد . « 1 » 11 - قرطبى از ابى داود و او از ابى نقل مىكند كه : رسول خدا ( ص ) فرمود : ابى ! بر من پيشنهاد شد كه مىخواهى قرآن را با يك طريق بخوانى يا به دو طريق ؟ فرشته‌اى كه در پيش من بود ، گفت : بگو با دو طريق ! سپس به من گفته شد : مىخواهى قرآن را با دو طريق بخوانى يا با سه طريق ؟ باز همان فرشته گفت : بگو با سه طريق ! بدين گونه تا به هفت طريق رسيد ، آن‌گاه گفته شد كه قرآن را با هريك از اين وجوه و طرق هفت‌گانه بخوانى كفايت مىكند ، اگر خواستى عليما بگويى يا سميعا يا عزيزا و يا حكيما بگويى ، بگو به شرط اين كه آيهء عذاب را با آيهء رحمت مخلوط نكنى . « 2 » اين بود مهم‌ترين رواياتى كه دربارهء حروف هفت‌گانهء قرآن نقل گرديده است و ما به يارى خداوند در فصل آينده در پيرامون متن اين روايات بحث نموده ، سستى و ضعف آن‌ها را نمايان خواهيم ساخت . نقاط ضعف روايت‌ها تمام روايت‌هايى كه در طريق و وجوه هفت‌گانه قرآن آمده است ، به طريق اهل سنت مىباشد كه ما مهم‌ترين آن‌ها را در فصل قبلى آورديم ، اينك در اين فصل به بررسى آن‌ها مىپردازيم و مىگوييم كه هيچ‌يك از اين روايت‌ها مورد قبول نيستند و از جهاتى قابل رد و انكارند : 1 - اين روايت‌ها با آن روايت صحيحى كه زراره از امام باقر ( ع ) نقل مىكند ، مخالفت دارد كه امام فرمود : قرآن يكى است و از طرف خداوند يكتا فرودآمده و اختلافى كه در قرائت قرآن وجود

--> ( 1 ) همه اين روايت‌هاى ده‌گانه در تفسير طبرى ، 1 / 9 - 15 . ( 2 ) تفسير قرطبى ، 1 / 43 .