السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
174
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
اين گرايش به دين اسلام ثابت مىكند كه در زمان اسلام آن بشارت و مژده حتما در تورات و انجيل بوده است زيرا اگر در آن زمان اين مژده در آن دو كتاب نبود مىتوانست بهترين دليل و مدرك در دست يهوديان و مسيحيان باشد بر كذب رسول خدا ( ص ) كه مىگفت : اسم من در تورات و انجيل است و مىتوانستند در تكذيب و انكار رسول خدا به بهترين وجهى از اين حربه كارى بهرهبردارى كنند و دروغ وى را برملا ساخته و رسالت و اساس دعوت او را زير سؤال و ترديد ببرند نه اين كه دعوت وى را پذيرفته و به او ايمان بياورند و همان تكذيب ننمودن اين مژده و ايمان آوردنشان به پيامبر اسلام گواه گويا و شاهد زندهاى است بر اين كه مژده و بشارت نبوت آن حضرت در توراتى كه آن روز در دسترس آنان بود ، حتما وجود داشته است . بنابراين ، ايمان آوردن به موسى و عيسى ( 1 ) - مستلزم اين است كه به حضرت محمد ( ص ) پيامبر بزرگوار اسلام نيز بدون اين كه احتياج و نيازى به معجزه باشد ، ايمان بياورند . آرى ، كسانى كه به حضرت عيسى و موسى ايمان نياورده و كتاب آنها را تصديق ننمودهاند ، در تصديق نبوت پيامبر اسلام احتياج به وجود معجزه خواهند داشت . ولى از دلايل گذشته كاملا روشن گرديد كه پيامبر اسلام همه گونه معجزه و گواه صدق را دارا بود زيرا از يك طرف قرآن مجيد معجزه جاودان و دليل بر صدق ادعاى وى مىباشد و از طرف ديگر ساير معجزات پيامبر اسلام كه به حد وافر و به طور تواتر و يقينآور نقل گرديده است ، بهتر از معجزات پيامبران گذشته مىتواند انسان را به سوى حقيقت رهنمون سازد زيرا در نقل معجزات پيامبر اسلام فاصلهء زمانى كم بوده ، ولى در معجزات ساير پيامبران اين فاصله زياد است .