السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

170

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

نَذِيراً . أَوْ يُلْقى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً « 1 » و گفتند : اين چگونه پيامبرى است كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود ؟ ! [ نه سنت فرشتگان را دارد ، نه روش شاهان را ] چرا فرشته‌اى بر او نازل نشده است كه به همراه وى مردم را انذار كند [ و گواه صدق دعوى او باشد ] يا گنجى [ از آسمان ] براى او فرستاده شود يا باغى داشته باشد كه از ميوهء آن بخورد [ و امرار معاش كند ] و ستمگران گفتند : شما تنها از مردى مجنون پيروى مىكنيد . از اين آيات چنين بر مىآيد كه مشركين معجزه‌هاى مخصوصى را از پيامبر درخواست مىنمودند كه هيچ‌گونه پايهء صحيح و عقلانى نداشت و در صفحات گذشته نيز اين مطلب روشن گرديد كه لازم نيست پيامبر در برابر اين گونه پيشنهادها تسليم گردد و به معجزات اقتراحى كه از روى عناد و لجاجت درخواست مىشد جواب مثبت دهد . دليل اين كه مشركين به دلخواه خويش و از روى عناد و انكار از پيامبر معجزه مىخواستند نه براى روشن شدن حق ، اين است كه اگر آنان هر معجزه‌اى را كه مىتوانست گواه بر صدق نبوت باشد مىپذيرفتند ، پيامبر جواب منفى به آنان نمىداد بلكه حد اقل قرآن را به عنوان معجزه ، به آن‌ها ارائه مىداد و آنان را به مبارزه مىطلبيد و براى آنان اتمام حجت مىكرد ، به رخ آنان مىكشيد و همان معجزه را به آنان گوشزد مىنمود . خلاصه : به طور كلى آن چه از اين آيات كه ظاهرا نفى معجزات مىكنند ، به دست مىآيد ، اين است كه : 1 - تحدى و مبارزه طلبى پيامبر براى عموم افراد بشر از ميان معجزاتش ، تنها به وسيلهء قرآن انجام يافته است و همان‌طوركه در صفحات گذشته گفتيم ؛ جز اين هم نمىتواند باشد زيرا نبوت جاودانى و جهانى ، معجزهء جاودانى و جهانى مىخواهد و چنين اعجاز منحصر به قرآن است و ساير معجزات ، جاودانى و جهانى نيست . 2 - آوردن معجزه در اختيار پيامبر نيست ، بلكه او فقط سمت رسالت دارد و در تمام امور - از جمله در مسئله اعجاز - تابع اذن و فرمان خداوند است ، حتى پيشنهاد و درخواست مردم نيز در آوردن معجزه تأثيرى ندارد . اين مطلب اختصاص به رسول اكرم ندارد بلكه تمام پيامبران چنين بوده‌اند و بدون اذن خداوند

--> ( 1 ) فرقان / 7 ، 8 .