السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
158
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
اشكالى و پاسخى : در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اين كه : چگونه تكذيب ملل گذشته مىتواند مانع از به وجود آمدن معجزه در ميان اين امت شود ؟ ! پاسخ اين كه : تكذيب معجزه درخواستى موجب نزول عذاب و از عوامل وقوع بلاست و اگر خداوند معجزه درخواستى آنان را انجام مىداد و آنان تكذيب مىكردند قهرا بر آنان عذاب فرودمىآمد . از طرف ديگر ، خداوند به پيامبرش وعدهء حتمى داده بود كه با بودن وى در ميان امت خويش عذابى بر آنان نازل نسازد . « 1 » اين بود كه با درخواست آنان موافقت نشد تا موجب عذاب و بلا نگردد . با اين توضيح : معجزههاى ابتدايى كه بدون پيشنهاد مردم به وقوع مىپيوندد و براى اثبات پيامبرى و هدايت مردم مىباشد تكذيب اين گونه معجزات كمتر از تكذيب خود پيامبران نخواهد بود و اثر اين تكذيب همانند تكذيب خود پيامبر ، جز عذاب اخروى چيز ديگرى نخواهد بود ولى اگر يك معجزه اقتراحى و درخواستى مورد انكار قرار گيرد ، از لجاجت بيشتر و شدت عناد شخص حكايت خواهد نمود و نتيجتا علاوه بر عذاب اخروى ، موجب عذاب دنيوى نيز خواهد بود زيرا اگر شخصى خواهان حق بود ، با ديدن اولين معجزه ، پيامبر را تصديق مىنمود و همان معجزه در اثبات حقانيت پيامبر كفايت مىكرد . معناى درخواست معجزه اين است كه در صورت نشان دادن معجزهء پيشنهادى ، پيامبر را تصديق كند و اگر پس از آوردن همان معجزه باز پيامبر را تكذيب نمايد ، در واقع او را مسخره نموده ، همان معجزه را كه خودش پيشنهاد نموده بود ، مورد استهزا قرار داده است و اين خود ، هم موجب عذاب اخروى خواهد بود و هم عذاب دنيوى . چون معجزات درخواستى در صورت انكار موجب عذاب دنيوى مىشد ، خداوند در آخر همان آيه اين گونه معجزات را « معجزات تخويفى » و اعلام خطر ناميده است و گرنه هر معجزهاى اعلام خطر و براى ترساندن نيست ، بلكه گروهى از معجزات ، مانند معجزات ابتدايى ، وسيلهء رحمت و هدايت بندگان و در جهت روشن كردن مسير آنان است . ( 1 ) - 4 - ملاحظهء سياق و مورد آيه نيز دليل بر اين است كه منظور از معجزات ممنوعه ، مطلق معجزات نيست ، بلكه همان معجزات اقتراحى و درخواستى است كه به جهت عذاب و ترساندن مردم انجام مىپذيرفت زيرا : اولا : آيهء قبلى مربوط به عذاب و هلاكت است ، آنجا كه مىگويد :
--> ( 1 ) وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ انفال / 33 .