السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
149
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
2 - باز توجه دارند كه اين عمل نيز از خود وى نيست بلكه از مسيلمه كذاب سرقت نموده و به نام خود قالب زده است . مسيلمه در مقام معارضه با اين سوره چنين گفته است : « انّا اعطيناك الجماهر ، فصلّ لربّك و هاجر ، و انّ مبغضك رجل كافر . » « 1 » 3 - از اينها شگفتانگيزتر اين كه : وى چنين پنداشته است كه اگر دو كلام در سجع و قافيه مشابه هم باشند ، در فصاحت و بلاغت نيز يكسان و برابر خواهند بود . در صورتى كه چنين نيست بلكه اولين شرط فصاحت اين است كه در ميان جملات يك گفتار ، ارتباط و تناسب وجود داشته باشد كه گفتار اين نويسنده فاقد آن است . آرى كسى كه به وسيله مال و ثروت استعمار گرديده است كه وظيفهء بيشترى را ايفا كند ( 1 ) - ، قبله و معبود وى ، هدف و آرمان او همان ثروت مىباشد كه چهار نعل به سوى آن مىتازد و يگانه هدفش همان زخارف دنيوى است كه براى به دست آوردن آن كوشش نموده و آن را بر تمام هدفهاى ديگر مقدم مىدارد و « از كوزه همان تراود كه در اوست . » 4 - جا دارد ، از اين نويسنده سؤال شود ، منظور او از كلمه « جواهر » كه با الف و لام تعريف آورده است ، چيست ؟ اگر منظورش جواهر معينى باشد ، در اين جملات هيچ قرينهاى بر آن مقصود نيست و اگر منظورش تمام جواهرات موجود در دنيا باشد - چنان كه جمع معرف به الف و لام بر استغراق و كليت دلالت دارد - اين هم عملا يك دروغ آشكارى است زيرا تمام جواهرات موجود در دنيا به يك نفر داده نشده است . 5 - باز جاى اين سؤال باقى است كه در ميان دو جملهء اولى و جملهء « و لا تعتمد قول ساحر » چه ارتباط و تناسبى هست و منظور از ساحر كيست و به كدام گفتار وى نبايد اعتماد نمود ؟ اگر منظورش ساحر معينى و قسمت خاصى از گفتار وى باشد ، لازم بود قرينهاى ذكر كند تا اين شخص معين و گفتار خاص وى معلوم شود ، ولى در اين جمله چنين قرينهاى وجود ندارد و اگر منظور وى هر گونه گفتار است كه از هر ساحرى باشد - چنان كه لفظ قول و ساحر هر دو نكره و در سياق نهى مىباشند و عموميت را مىرسانند - در اين صورت معناى اين جمله چنين خواهد بود : بر هيچ سخنى از هيچ ساحرى اعتماد مكن ، ليكن اين معنى نيز درست نيست زيرا ما عقلا دليلى بر اين نداريم كه بر هيچ گفتهء ساحر گرچه در كارهاى معمولى و متعارف وى باشد ، نبايد اعتماد نمود . و
--> ( 1 ) ما به تو جمعيتها داديم ، تو نيز نماز بخوان و هجرت كن و دشمن تو مرد كافر است .