السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

145

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

معارضه با سورهء فاتحه اين مرد خيال‌باف در مقام معارضه با سورهء فاتحه چنين مىگويد : « الحمد للرّحمن ، ربّ الاكوان ، الملك الدّيّان ، لك العبادة و بك المستعان ، اهدنا صراط الايمان . » « 1 » او خيال كرده است كه اين جملات تمام نكات و معانى سورهء حمد را در بر دارد و از آن سوره ، كوتاه‌تر هم مىباشد . ما به نويسنده‌اى كه در تشخيص گفتار سست از گفتار وزين تا اين درجه منحط و كوتاه فكر باشد ، چه بگوييم ؟ ! بهتر اين بود كه وى قبلا گفتار خويش را به دانشمندان مسيحى كه با اسلوب كلام عرب و فن بلاغت آشنايى دارند ، نشان مىداد و خود را بدين گونه رسوا و مفتضح نمىساخت . راستى او تا اينجا هم تشخيص نداده است كه اگر يك نفر شاعر و يا نويسنده بخواهد با گفتارى در مقام معارضه بيايد ، بايد در مقابل آن ، كلامى بياورد كه با داشتن استقلال در الفاظ و تركيب و اسلوب مخصوص به خود ، حد اقل در يك‌جهت و در يك هدف با آن متحد و يكسان باشد . معناى معارضه اين نيست كه شخصى در مقام معارضه با يك كلام فصيح از اسلوب و تركيب آن ، تقليد كند و تنها بعضى از الفاظ و كلمات آن را تغيير دهد و كلام ديگرى از آن بسازد و نام اين عمل را معارضه بگذارد اگر معناى معارضه اين باشد ، مىتوان با هر كلامى معارضه نمود و اين آسان‌ترين راهى بود براى اعرابى كه با پيامبر ( ص ) معاصر بودند ، ولى چون آن‌ها با اسلوب معارضه آشنا بودند و رموز بلاغت قرآن را درك مىكردند ، اين بود كه زير بار معارضه با قرآن نرفتند و بر عجز و ناتوانى خويش اعتراف نمودند ؛ عده‌اى ايمان آوردند و عدهء ديگرى آن را به سحر و جادو نسبت داده ، گفتند : إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ . « 2 » گذشته از اين ، چگونه مىتوان اين جملات را كه آثار تكلّف و تصنّع در آن‌ها نمايان است با سورهء فاتحه مقايسه نمود ؟ !

--> ( 1 ) سپاس خداى بخشايش‌گر را ، پروردگار هستىها ، پادشاهى كه پاداش‌دهنده است . پرستش براى تو و استعانت از توست ؛ ما را به راه ايمان هدايت فرما . ( 2 ) اين قرآن چيزى نيست جز سحرى كه تعليم داده شده است . مدثر / 24 .