السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
126
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
قائل شوند و بگويند آوردن مثل قرآن امكانپذير است ولى اعجاز قرآن در اين است كه هركس به فكر مبارزه با قرآن بيفتد خداوند منصرفش مىسازد ، در صورتى كه نظريهء « صرفه » اشكالاتى دارد و براى ما قابل قبول نيست زيرا : 1 - اگر منظور آنان از « صرفه » اين باشد كه : خداوند مىتواند به افراد بشر توانايى بدهد كه مانند قرآن را بياورند ولى خداوند اين توانايى را به هيچكس نداده است ، مطلبى است درست ولى « صرفه » در اين صورت ، اختصاص به قرآن ندارد و در تمام معجزات پيامبران جارى مىباشد . و اگر منظور آنان از « صرفه » اين باشد كه : همهء افراد بشر قدرت و توانايى دارند كه مانند قرآن را بياورند ولى خداوند آنان را از معارضه با قرآن منصرف كرده ، رادع و مانعى از اين عمل در برابرشان ايجاد مىكند . بطلان اين معنا خيلى واضح و روشن است زيرا ما مىدانيم كه عدهء زيادى به مقام معارضه با قرآن آمدند و در اين راه نه تنها انصراف براى آنان حاصل نگرديد بلكه با تمام نيرو و قدرت به اين مرحله وارد شدند و مقدارى پيش رفتند ولى چون قدرت مبارزه و معارضه را نداشتند ، بالأخره به عجز و ناتوانى خود در برابر بلاغت قرآن اعتراف و اقرار نموده و عقبنشينى كردند . 2 - اگر اعجاز قرآن به وسيلهء « صرفه » باشد ، يعنى خداوند پس از نزول قرآن قدرت معارضه را از بشر سلب كند ؛ لازمهء آن ، اين خواهد بود كه در ميان گفتار سخنسرايان پيش از نزول قرآن جملاتى يافت شود كه هم طراز قرآن باشد . اگر چنين بود ، مخالفين قرآن حتما اين گفتهها را زبان به زبان نقل مىكردند و به رخ ما مىكشيدند و چون چنين كلمات و جملاتى نقل نشده ، از اينجا معلوم مىشود كه اعجاز ، مربوط به خود قرآن است و معارضه با قرآن براى بشر امكانپذير نيست .