عبد الكريم بى آزار شيرازى
35
باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)
برمىگردد . طبيعى است كه ساميها اين روايت طوفان را بعد از هجرتشان به سرزمين فرات از سومريها گرفتهاند ، كه قبل از آنان در اين منطقه ساكن بودهاند . « 1 » داستان طوفان سومرى وقايع مهمى را در بر دارد . نخستين چيزى كه امكان خواندن آنها براى باستان شناسان وجود داشت ، مربوط مىشد به آفرينش انسان و نباتات و حيوانات و ملكوت آسمانى و پنج شهرى كه قبل از طوفان وجود داشته است . متأسفانه مقدارى از لوحههايى كه اين داستان را در بر دارد ، از بين رفته و تنها يك لوحهء آن باقى مانده است و حتى از اين لوحه نيز ، يك سوم آخر و مقدمهء آن مفقود شده و از 300 سطر تنها در حدود 100 سطر آن پيدا شده است كه خوشبختانه حاوى مطالب اساسى مىباشد . بعد از 37 سطر به معبودى اشاره مىكند كه به زودى بشر را از هلاكت نجات مىدهد و انسان به زودى شهرها و معابدى بنا خواهد كرد . در قسمت ديگر به قهرمان داستان مىرسيم كه نام آن زيوسودرا « 2 » است و موصوف به تقوى است ، او ملكى است كه از خدا مىترسد و با خشوع و تواضع به عبوديت مشغول است و از مكان مقدسى كه در كنار ديوارى برپا شده ، صداى پروردگارش را مىشنود كه از فرستادن طوفان خبر مىدهد . و مأموريت مىيابد كه براى نجات خود كشتى بسازد . در قسمت ديگر لوح به وزش باد شديد و باران اشاره مىكند و مىگويد : « بعد از وزيدن هفت شبانه روز باد باران زا ، آب از زمين مىجوشد و كشتى را به حركت در مىآورد . آنگاه چون اشعهء خورشيد بر كشتى مىتابد ، زيوسودرا نور پروردگارش را مشاهده مىكند و از كشتى بيرون مىآيد و براى پروردگار سجده بجا مىآورد و براى خدا قربانى مىكند . آنگاه بيان مىدارد كه خداوند روح خلود در زيوسودرا مىدمد و در سرزمين مقدس دلمون مستقر مىشود . » « 3 »
--> ( 1 ) . جيمز فريرز ، الفلكلور فى العهد القديم ، ترجمهء نبيله ابراهيم ، ص 103 به نقل از دراسات تاريخية من القرآن الكريم ، ج 4 ، ص 31 و 32 . ( 2 ) . Ziusudra . ( 3 ) . EO . James , Mytheset Rites dandsle Proche - Orient Ancien , Paris ، 1960 ، -