عبد الكريم بى آزار شيرازى
387
باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)
محمد تقى شريعتى در تفسير نوين و استاد صدر بلاغى در قصص قرآن و حاج عبد المجيد صادق نويرى در تفسير كشف الحقائق و بعضى ديگر از هر گفتار ديگرى انطباقش با آيات قرآنى روشنتر و قابلقبولتر قرار گرفت . علامهء طباطبايى در اين باره مىنويسد : « بعضى گفتهاند ذو القرنين همان كورش يكى از ملوك هخامنشى در فارس است كه در 529 - 560 ق . م مىزيسته و همو بوده كه امپراتورى ايران را تأسيس و ميانه دو مملكت فارس و ماد را جمع كرد ، بابل را مسخر كرد و به يهود اجازه مراجعت از بابل به اورشليم را داد و در بناى هيكل كمك كرد ، مصر را به تسخير خود در آورد و . . . آنگاه رو به سوى مشرق نهاده تا اقصى نقاط مشرق پيش رفت . » « 1 » علامه طباطبايى طى هشت صفحه نظريات ابو الكلام آزاد را ارائه دادهاند كه خلاصهء آن از اين قرار است : « آنچه قرآن از وصف ذى القرنين آورده با اين پادشاه مطابقت دارد . » دلايل انطباق ذو القرنين با كورش 1 . اگر ذو القرنين مردى مؤمن به خدا و دين توحيد بود ، كورش نيز بود . 2 . اگر او پادشاهى عادل و رعيتپرور و داراى سيره رفق و رأفت و احسان بود ، او نيز بود . 3 . اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردى سياستمدار و سختگير بود ، او نيز بود . 4 . اگر خدا به او از هر چيز سببى داده بود ، به او نيز داده بود . 5 . اگر ميانهء دين و عقل و فضايل اخلاقى و عدّه و عدّه و ثروت و شوكت و انقياد اسباب براى او جمع كرده ، براى اين نيز جمع كرده بود . 6 . كورش نيز سفرى به سوى مغرب كرده و بر ليديا و پيرامون آن نيز مستولى شد . 7 . كورش بار ديگر به سوى مشرق سفر كرده و به مطلع الشمس رسيده و در آنجا با
--> ( 1 ) . تفسير الميزان ، ترجمه موسوى همدانى ، ج 26 ، ص 304 .