عبد الكريم بى آزار شيرازى
332
باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)
كوهستانى به نام ميزاب شرقى ، مىريزد و سرانجام رودخانهء اذنه را تشكيل مىدهد . اين رودخانهء عظيم همچنان به پيش مىرود تا به نزديكى شهر مأرب به تنگهاى كوهستانى مىرسد كه در دو طرف آن تنگه ، دو كوه معروف به بلق به فاصله 60 قدم از يكديگر قرار دارد . سرزمين يمن مانند ساير نقاط عربستان فاقد نهر است و در موسم باران سيلهاى فراوان به راه مىافتند و پس از خرابى بسيار ، در ريگزارها فرومىروند و چون فصل باران تمام مىشود مردم دچار خشكى و بىآبى مىگردند . ازاينرو مردم سبأ به فكر ساختن سدى افتادند تا سيلابهاى كوهستان را در مخزنهاى بزرگ و محكم ذخيره كنند و از آن همه خسارت و ويرانى بازدارند . « 1 » مناسبترين جا براى ساختن سد تنگهء ميان دو كوه بلق بود كه رودخانهء عظيم اذنه از ميان آن دو مىگذشت . قوم سبأ ، سد بزرگ و تاريخى معروف به سد مأرب يا سد عرم را در اين تنگه بنا نهادند . در نتيجه فاصله بين تنگه كوهستان بلق و شهر مأرب را كه 300 ميل مربع مساحت داشت به بوستانهايى سرسبز و خرم در آوردند . بر اساس مشاهدات آرند و هالوى و گلازر خاورشناسان معروف ، سد مأرب مشتمل بر دقايق فنى مهم و شاهكارهاى مهندسى بسيار است . باستان شناسان دو نقش كشف كردهاند كه در يكى نام يك پدر و پسر از پادشاهان سبأ را ذكر كرده كه در قرن هشتم قبل از ميلاد مىزيستهاند ، و بناى سد مأرب به آن دو نسبت داده شده است : « 2 » و اين جريان نشان مىدهد كه سدّ طى مدتى به تدريج بنا شده و احتمالا نصوص اين دو نقش ناظر به تاريخ مرمّت سد باشد . بعضى از مورخين اسلامى مانند اصفهانى تاريخ انهدام سد را 400 سال قبل از اسلام و برخى مانند ياقوت آن را در حدود قرن ششم ميلادى ، كمى قبل از ظهور اسلام و از
--> ( 1 ) . ابن كثير ، تفسير القرآن العزيز ، ج 3 ؛ سعيد حوى ، تفسير الاساس ، ج 8 ، ص 4524 . ( 2 ) . در نقش اول چنين آمده : « ان يتعمر بيين بن سمعهلى ينوف مكرب سبأ ، خرق جبل بلق و بنى مصرة رحب لتسهيل الرى . » و در نقش دوم نوشته شده : « انّ سمعهلى ينوف بن ذمر على مكرب سبأ اخترق بلق و بنى رحب لتسهيل الرى . »