عبد الكريم بى آزار شيرازى
274
باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)
مرگ او را از نيمه راه بازگرداند . ولى اسماعيل ، با ايمان محكمى كه داشت او را سخت از خود براند كه اين مرگ چون فرمان خداست ، شهادتى شيرين و گوارا خواهد بود ( رضينا به حكم اللّه و سلّمنا لأمره ) . و چون شيطان از مادر و پسر رانده شد ، به سوى پدر آمد تا با القاى شك و شبهه او را از ادامهء راه بازدارد : - شنيدهام كه شيطان تو را در خواب واداشته تا دست به گناه بزرگى زده ، مرتكب قتل فرزند شوى . ابراهيم ( ع ) بدانست كه او شيطان وسوسهگر است ، فرياد بر او زد : - دور شو اى دشمن خدا ! گفته مىشود ابراهيم بر سر راه خود به قربانگاه در سه محل شيطان بر وى ظاهر شد ، يكى به محل جمرهء اولى و ديگرى به محل جمره وسطى و سومى به محل جمرهء عقبه ، و ابراهيم در هر سه نقطه با پرتاب هفت سنگ او را از خود براند « 1 » و از آن زمان اين رسم از جمله مناسك و اعمال واجب حج مىباشد و مستحب است به هنگام پرتاب سنگ به جمرات گفته شود : اللّهمّ ادحر عنّى الشّيطان ( خداوندا شيطان را از من بران ) . « 2 » نخستين تمنا و آرزوى ابراهيم ( ع ) در منى در وجه تسميه سرزمين منى به منى ( آرزو و تمنّا ) آمده است : وقتى حضرت ابراهيم ( ع ) از امتحان الهى برآمد و بر شيطان غلبه يافت و به تل و قلهء مرتفع اسلام يعنى به مرحله تسليم كامل در برابر حق رسيد ، بنا به روايات جبرئيل به او گفت : - اكنون هر چه مىخواهى از پروردگارت بخواه . ابراهيم نخست از خدا تمنا كرد كه دستور دهد به عنوان فدايى فرزندش اسماعيل
--> ( 1 ) . ابو الفتوح رازى ، تفسير رازى ، ج 9 ، ص 326 - 327 ؛ فيض كاشانى ، المحجة البيضاء ، ج 2 ، ص 204 . ( 2 ) . امام خمينى ، مناسك حج ، ترجمه نويسنده .