محمود حسن ديوبندى

8

تفسير كابلى (فارسى)

عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً ( 157 ) دانش ، مگر پيروى گمان مىكنند ، و نكشتند او را به يقين ؛ بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً ( 158 ) بلكه برداشت او را خدا بسوى خود ، و هست خدا غالب ، با حكمت . تفسير : خداى متعال به تكذيب قول يهود مىفرمايد كه يهود نه عيسى را كشته‌اند و نه مصلوب نموده‌اند . اقوال مختلف يهود در اين‌باره از تخمين و ظنونشان است ، و خدا ( ج ) آنها را در شبهه افگنده . حقيقت اينست كه مسيح را خدا به آسمان برداشت ؛ خدا ( ج ) به هر چيز تواناست ، و هر كار او مبنى بر حكمت مىباشد . واقعه چنين بود كه يهود چون به قتل مسيح عزم نمودند ، قبلا مردى از ميان آنها در خانهء وى داخل شده بود ؛ خدا ( ج ) مسيح را به آسمان برداشت ، و آن شخص را به صورت مسيح مشابه گردانيد ديگران كه در خانه درآمدند او را مسيح پنداشته كشتند . بعدا ، چون خوب نگريستند ، به خيال افتادند كه چهرهء وى شبيه مسيح است ، امّا باقى حصّهء بدن او به رفيق ما مىماند ! كسى از آن ميان گفت : اگر مقتول از همراهان ماست ، مسيح چه شد ؟ و اگر مسيح است ، همراه ما كجا رفت ؟ ! اكنون هركس به تخمين خويش چيزى مىگويد ، و هيچكس به اصل مسئله علم ندارد ، حق آن است كه حضرت عيسى ( ع ) هرگز مقتول نشده ، بلكه خدا او را به آسمان برداشته و يهود را به شبهه افگنده است . وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً ( 159 ) و نيست هيچكس از اهل كتاب مگر كه ايمان مىآرند به عيسى قبل از مرگش ، و روز رستاخيز باشد برايشان گواه .