محمود حسن ديوبندى
6
تفسير كابلى (فارسى)
طاعون گرفتار شده ، در دو ساعت تقريبا هفتاد هزار از ايشان عرضهء هلاك گرديدند . وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً ( 154 ) و گفتيم به ايشان تجاوز مكنيد در روز شنبه ؛ و گرفتيم از ايشان پيمانى استوار . تفسير : به يهود حكم شده بود كه روز شنبه ماهى شكار نكنند ، و نسبت به ساير ايّام روز شنبه در دريا ماهى بيشتر به نظر مىآمد ؛ يهود حيله كردند و در نزديك دريا ، حوضها ساختند ؛ چون روزهاى شنبه ماهيان از دريا به حوضها داخل مىشد ، حوضها را مىبستند ؛ فرداى آن روز به شكار آن مىپرداختند . در اثر اين فريب و عهدشكنى خداى تعالى آنها را مسخ كرد و بوزينه ساخت كه از ميان جانوران حيلهگر و خسيس مىباشد . فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا ( 155 ) اين سزا رسيد به ايشان به سبب عهدشكنىشان ، و انكارشان به آيتهاى خدا ، و كشتنشان پيغمبران را به ناحق ، و اين گفتارشان كه در دلهاى ما غلاف است ، بلكه مهر نهاد خدا بر دلهايشان به سبب كفرشان ؛ ( پس ) ايمان نيارند مگر اندكى . تفسير : يهود ميثاق خود را شكستند ، خداوند ( ج ) بنابر شكستن عهد ، و منكر شدنشان از