محمود حسن ديوبندى
12
تفسير كابلى (فارسى)
تفسير : دروغ آن است كه به كذب دعواى اسلاميت داشتند و مىگفتند : « آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ » ( پيشتر گذشت ) ؛ يعنى عذاب اليم محض به كذب آنها نيست ؛ « 1 » جزاى نفاق ايشان است . حضرت شاه ( رح ) مىخواسته به همين تفاوت باريك جلب توجّه كند كه « يَكْذِبُونَ » را به جاى « دروغ گفتن » به « دعواى دروغ » ترجمه نموده . فجزاه اللّه ؛ ما ادقّ نظره ! وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ ( 11 ) و هنگامى كه گفته شود به ايشان كه فساد مكنيد در زمين ، گويند : جز اين نيست كه ما اصلاحكارانيم . تفسير : منافقان نوع نوع فساد مىانگيختند ؛ به تمايلات نفسانى منهمك بودند ؛ « 2 » در انقياد احكام شرع سستى مىكردند و از آن نفرت داشتند ؛ با مسلمانان و كافران ، به هر دو جانب مراوده داشتند ؛ به غرض رفعت قدر و منزلت خويش حرف يكى را به ديگرى مىگفتند ؛ با كافران به مدارا و آميزش بودند ؛ در امور مخالف دين آنها را مزاحم نمىگشتند ؛ اگر كافران اعتراضى يا اشتباهى در مسايل دين مىنمودند ، « 3 » آن را روبهروى مسلمانان آشكارا مىگفتند تا مردم ضعيف الاعتقاد بىخرد را در احكام شرع مشتبه سازند ؛ اگر كسى آنها را از اجراى مفاسدشان باز ميداشت ، مىگفتند : ما خواهان اصلاحيم و مىخواهيم مانند روزگار پيشين يگانگى در ميان مردم برقرار شود و مخالفتى كه از دين جديد به ميان آمده رفع گردد ! مردم مادّى و هواپرست هميشه چنين گويند . أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ ( 12 ) آگاه باشيد هر آئينه محض ايشانند فسادانگيزان ، و مگر نمىدانند ( شعور ندارند ) .
--> ( 1 ) - فقط بخاطر دروغگويى آنها نيست ؛ ( 2 ) - در تمايلات نفسانى غوطهور بودند ؛ ( 3 ) - شبههاى در مسايل دين مىافكندند ،