محمود حسن ديوبندى

مختصرى درباره علوم قرآن 36

تفسير كابلى (فارسى)

گانه شامل تمام آن چيزى است كه به فهم ، كشف اسرار ، اسباب نزول ، قرائات ، ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه قرآن تعلق مىگيرد . زيرا ، صحبت درباره‌ى همه‌ى اينها در تفسير قرآن كريم داخل مىباشد . و وقتى در عصرهاى پس از قرن چهارم مىنگريم درمىيابيم كه با توجه به توسعه‌ى دامنه‌ى علوم اسلامى علماء كه در مورد علم فقه و يا كلام و يا قرائات دست داشته‌اند و تخصصشان در آن علم بوده است نيز به تاليفاتى در اين مورد بر تفسير قرآن پرداخته‌اند . چنانچه مبحثهاى جداگانه‌اى در اسباب نزول و ناسخ و منسوخ به رشته تحرير درآمد و علما كه تخصصشان در علم نحو بود به بحثهاى جداگانه‌اى در اعراب قرآن پرداخته و كتابهاى زيادى را در اين مورد تاليف نمودند ، و همين‌طور علماى ادبيات عرب كه تخصصشان بىارتباط به بلاغت و اعجاز لغوى كلام خداوندى نبود در اين فن تفاسيرى تاليف نموده‌اند كه از جمله مىتوان از تفسير ابو حيان اندلسى و تفسير كشاف زمخشرى و تفسير ابى السعود نام برد . علماى فقه نيز به تاليفاتى جهت استخراج احكام حلال و حرام از قرآن پرداختند كه مىتوان از كتاب " الجامع لاحكام القرآن " قرطبى ( متوفى 617 ) و احكام القرآن ابى بكر بن عربى ( متوفى 542 ) يادآورى نمود . همين‌طور علماى علم توحيد و كلام جهت استخراج دلايل توحيد ، فروع و متعلقات آن از قرآن به تاليفاتى در اين‌باره پرداختند كه تفسير امام فخر رازى ( متوفى 606 ) " مفاتيح الغيب " نمونه‌اى درستى از نشأت و تطور علم تفسير در اين فن است . وقتى صحبت بدينجا رسيد لازم است تا به بررسى شروطى كه دانشمندان اسلامى و ائمه مفسرين درباره‌ى كسى كه به تفسير قرآن مىپردازد وضع نموده‌اند بپردازيم . هرچند در اين مورد آراى مختلفى ارائه شده است كه برخى خيلى تشدد و برخى نيز حد وسط را اختيار داشته‌اند ، به هرصورت بطور كلى داشتن مهارت و بصيرت كافى در تمامى علومى كه به تفسير قرآن ارتباط پيدا مىكند شرط اساسى در تفسير قرآن كريم مىباشد ، لذا براى شخصى كه دانستنش به اين حد نرسيده است ، زيبنده نيست كه به تفسير قرآن بپردازد . از جمله علومى كه در اين مورد شرط دانسته‌اند اضافه از ده علم مورد اتفاق همه‌ى علما و ائمه‌ى مفسرين است . چنانچه شيخ سيوطى ( رح ) راجع به اين بحث مىفرمايد : براى تفسير قرآن كريم آگاهى بر 15 علم ضرورى است بگونه‌اى كه هر كس بر تمام اين