محمود حسن ديوبندى

مختصرى درباره علوم قرآن 18

تفسير كابلى (فارسى)

كه نازل مىشد حسب دستور پيامبر در جايش قرار داده مىشد . 2 - در زمان ابو بكر صديق ( رض ) : صحيح بخارى و صحيح مسلم جريان اين مرحله را به روايت زيد بن ثابت به تفصيل بيان داشته‌اند و حافظ ابن كثير در تفسير خود نيز از جمع و تدوين قرآن در زمان صديق اكبر ( رض ) و عثمان غنى ( رض ) به روايات و احاديث متعدد و زيادى استناد جسته است . صحيح البخارى از زبان زيد بن ثابت نقل مىدارد كه گفت : " تعداد كشته‌هاى يمامه به ابو بكر صديق گزارش شد و در آن وقت حضرت عمر بن خطاب نيز آنجا حضور داشت . ابو بكر ( رض ) مىگويد : عمر ( رض ) نزدم آمد و گفت : در روز يمامه عده‌ى زيادى از قراى قرآن به شهادت رسيده‌اند ، بيم آن است كه در جاهاى ديگر ( در جنگ‌ها ) نيز چنين شود و قراى قرآن به شهادت رسند ( و با شهادت قاريان قرآن ) بخشهاى زيادى از قرآن از ميان برود . نظرم اين است كه امر به جمع قرآن نمايى . به عمر گفتم : چگونه به كارى دست زنم كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن را نكرده است ؟ عمر گفت : قسم به خدا اين بهتر است . و هميشه بود كه عمر ( رض ) نزدم مىآمد ، تا اينكه سينه‌ام را خداوند به اين كار گشاده نمود ، و رأى عمر ( رض ) را پذيرفتم . زيد مىگويد : ابو بكر ( رض ) گفت : تو مرد جوان و عاقلى هستى كه در دين و تقوى كسى تو را متهم نساخته است ، و از جمله كاتبان وحى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده‌اى . در آيات قرآن تتبع و تلاش به خرج بده و قرآن را جمع نما . زيد گفت : سوگند به خدا اگر مرا به انتقال كوهى مامور مىساختند گرانتر و مشكلتر بر من نبود از آنچه كه درباره جمع قرآن به من امر داشته‌اند . ( زيد ) گفت : گفتم ، چگونه به كارى كه پيغمبر خدا نكرده ، دست زنم ؟ ( ابو بكر ) گفت : اين خير و بهتر است . و هميشه ابو بكر بر من تاكيد مىداشت تا خداوند سينه‌ام را به آنچه سينه‌ى ابو بكر و عمر ( رض ) را گشاده ساخته بود بازگرداند . به تتبع در آيات قرآنى براى جمع كردن آن از پوسته‌هاى درخت خرما و پاره‌سنگهاى نازك و سينه‌هاى مردم پرداختم ، تا اينكه آخرين آيه‌ى سوره توبه را كه نزد هيچ‌كس ( از انصار و مهاجر ) نيافتم ، نزد ابى خزيمه انصارى يافتم : لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ . . . تا آخر سوره برائت . . . سپس اين صحف ( مصحف جمع شده ) نزد حضرت ابو بكر ( رض ) بود تا به خداوند پيوست و بعدا نزد حضرت عمر ( رض ) در زمان حيات وى و بعدا به حفصه ( رض ) انتقال يافت . . . ابن ابى داود به اسناد خود از هشام بن عروة روايتى را نقل مىداد كه عروة بن زبير ( رض )